استعمال كلمه « خراج » بهعنوان ماليات زمين ، « 50 » البته مربوط به دوران نخستين حكومت اسلامى است ، « 51 » امّا منابع همگى آنقدر متأخرند كه نمىتوان دقيقا دانست كه در آنها روشنى و صراحت معنى خراج تا چه حد به استعمال بعدى آن در زبان يا تا چه حد به كوششهايى كه در توضيح ابهامات قبلى اين اصطلاح صورت گرفته ، مربوط است بههرحال شك نيست كه در ايران در آغاز اصطلاح « خراج » و « جزيه » مفهوم ثابت بعدى آن را نداشته است . « 52 » براساس منابع موجود ، در ايران نقاطى وجود داشت كه در آنها وصول ماليات زمين و ماليات سرانه جداگانه به عهده شهرهاى غربى ايران ( دينور ، ماسبذان ، صيمره . اسپهان « 53 » در سال 20 ه / 641 م ) بود . همچنين نقاطى وجود داشت كه در آنها طبقات پرداختكننده جزيه و خراج به وضوح از يكديگر تفكيك مىشدند ( در گرگان سال 22 ه / 643 م ) . « 54 » منابع همچنين به وضوح ذكر مىكنند « 55 » كه خراج بهعنوان ماليات
هامش
-Walter Henning : Arabisch Harag'' ( fur die aramaisch - achamenidische These ) , in den Orientalia IV ( Rom 1935 ) , S . 291 - 293 ; Ju . A . Soloducho : , , Podati i Povinnosti V Irake V III - V vv . masej ery'' ;( مالياتها و پرداختها در بين النهرين در قرن سوم تا پنجم ميلادى ) ، در :Sovetskoe Vostokovedenie V ( 1948 ) , S . 55 - 72 ;نشان مىدهد كه در تلمود نيز لغت « كرجه » ( يا « كراجا » ) كاملا معمول است ( رجوع كنيد به :( Berchem 20 fهمچنين رجوع كنيد به :N . V . Pigulevskaja : Mesopotamija na rubeze V - VI v . n . eSirijskaja chronika Iesu Stilita Kak istoriceskij istocnik ; ( Moskau u . Leningrad 1940 ) , S . 49 - 63( بين النهرين در مقطع قرن پنجم و ششم ميلادى . شرححال شمعون منارهنشين در سوريه بهعنوان منبعى تاريخى )( Trudy In - ta Vostokovedenija XXXI )( 50 ) . نظرات حقوقى قرن سوم ه / نهم م را ابو يوسف : كتاب الخراج ، ص 15 - 13 ( عمر اول ) آورده است ؛Fin . 91 - 99 ; Levy , Soc . I 332 - 343 .- صديقىSiddiqi ,( 51 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 313 ( اسپهان ) ، ص 404 ( نسا در حدود سال 30 ه / 652 م ) .
( 52 ) . رجوع كنيد به مبحث « جزيه » در صفحات قبل و نيز در اينباره طبرى : تاريخ 2 ، ص 1354 ، 1508 ( سال 100 ه / 19 - 718 م و 110 ه / 29 - 728 م در ارتباط با مسئله اخذ ماليات از نومسلمانها . - اشتباهاتى شبيه به آن در مورد ديگر اصطلاحات راLOKK 44 , 56 , 131جمعبندى كرده است .
( 53 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 307 ، 312 .
( 54 ) . طبرى : تاريخ 1 ، ص 2658 . - اينكه آيا اطلاعات حسينى : اخبار الدولة السلجوقية / چاپ براون ، ص 23
( اسپهان ) به زمان مربوط به سال 60 ه / 280 م و يا حدود 370 ه / 980 م برمىگردد ، كاملا روشن نيست .
( 55 ) . يحيى : الخراج ، ص 9 و بعد ، 44 - 41 و ص 118 و بعد ، خلاصه شده نزد. Pfaff 26 f