ماوراءالنهر « 36 » وجود داشت . اما از چنين اطلاعاتى هيچگونه تصوير كاملى درباره تقسيمات ، وسعت ، طرز اداره و مناسبات مالكيت اين زمينداريها به دست نمىآيد و درباره آنها ما در اينجا ( بر خلاف مثلا مصر ) هيچ نوع اسنادى در اختيار نداريم .
از آنجايى كه در سرزمينهاى زراعتى بسيار كهن و كمارتفاع ( مانند بين النهرين ) شرايط كاملا به گونهاى ديگر از سرزمينهاى مرتفع ايران بود ، و نيز اينكه مراحل بعدى بحثهاى نظرى راجع به مناسبات حقوقى ارضى ، اغلب در چهارچوب مناسبات ارضى بين النهرين انجام مىگرفت ، « 37 » ازاينرو براى قضاوت درباره مناسبات ارضى در ايران ، نتايج اين بحثها را فقط مىتوان بهصورت بسيار كلى ، آنهم فقط مورد به مورد قابل استناد دانست .
درباره توسعه زمينهاى اقطاع در ايران نيز تصويرى واقعا روشن به دست داده نشده است . به دليل كمبود نوشتهها و روشن نبودن اصطلاحات به كار رفته در آنها ، مناسبات ايران و به طور كلى شرق در اين زمينه - همان گونه كه فؤاد كوپرولو نيز به درستى توجه كرده است - « 38 » فقط به صورتى ناقص بررسى شده است كه در حقيقت در همين حد نيز كاملا قابل درك نيست . چنانچه معروف است در قلمرو اسلام ، عنوان « اقطاع » ، به طور يكسان هم براى واگذارى حكومت و هم انتقال
هامش
( 36 ) . يعقوبى : كتاب البلدان ، ص 279 .
( 37 ) . ماوردى -Mehmed Fuad Koprulu Ortazaman turk - islam feodalzmi''( Lefeodalisme turc - musulman au moyen - age' ) , im Belleten V ( 1941 ) , S . 319 - 334 , bzw . 335 - 350 ,با در نظر گرفتن همه رسالاتى كه در اين زمينه در زمانهاى اخير نوشته شده است ( هرچند كه شماره آنها اندك است ) ، همراه با انتقادى از اثر ذيل :Maurice Gaudefroy - Demombynes , A . N . Poliaks und Carl Heinrich Beckers : Steurpacht und Lehnswesen , ' ' im Islam V ( 1914 ) , S . 82 - 92 .كوپرولو( Koprulu )بدون اينكه خود توانسته باشد اين مسئله را حل كند ، اطلاعات مندرج در اين نوشته را به عنوان مطالبى نارسا رد مىكند . در مورد رسالات تاريخى درباره نظام آبيارى در بين النهرين رجوع كنيد به :Kremer , C . G I 443 ff .( 38 ) . : و نيز - .326( مانند پاورقى شماره 37 قبلى )Koprulu , Ortazaman( مانند پاورقى شماره 1 در همين فصل ) . و ( مقايسه كنيد ! )A . N . Poliak : La feodalite islamique