دودمانهاى بسيار آن ، « 60 » قضيه به اين امر منجر شد كه حكام ( اسپاهبذان ) در اينجا نيز تا حدى دست دهكانان بسيار مرفّه « 61 » را مطمئنا به علت همان انگيزههاى مذكور در مورد خراسان - كوتاه كنند ( 224 ه / 839 م ) . « 62 » در كنار تمايلات يكسانسازى اجتماعى ، يكسان كردن لهجهها و زبانهاى ايرانى نيز به نفع زبان نوشتارى ايرانى نو پيش مىرفت . « 63 »
عقب نگاهداشتن بيش از حد طبقه دهكانان « 64 » بعدها ( ولى نه فورى ) « 65 » اين نتيجه را دربرداشت كه در حكومت قراخانيان و در مورد ايران در حكومت سلجوقيان اين طبقه ، همراه با تركان بهصورت عامل قومى جديدى در صحنه ظاهر شوند و به تدريج رهبرى را از آن خود كنند . هردو سلسله سامانى و سلجوقى نه فقط كوشش در طرد همه زبانها و لهجههاى ايرانى را به سود زبان « فارسى » به نهايت رساندند ، بلكه حتى اغلب بهعنوان جانشين فارسى ، تركى را نيز دخالت دادند . بدين ترتيب نوعى يكسانسازى شديد اجتماعى به وجود آمد كه در نتيجه آن طبقات ممتاز به طور وسيعى از ميان سكنه اين سرزمين ( ايران ) تشكيل مىشد ، درحالىكه اعراب نيز ( تا آنجايى كه مهاجرت نكرده بودند ) با آنان فوقالعاده تلفيق شده بودند . امّا در عين حال نقش واقعى رهبرى را اكنون در كنار تاجران ، رؤساى هريك از قبايل و دودمانهاى ترك ، كه بخشى در خدمت قدرتمندان تركنژاد يعنى ، همان سلجوقيان ، مشغول بودند ، و برخى برعكس آنان در موقعيت كاملا مستقلى
هامش
( 60 ) . حدود العالم ، ص 137 .
( 61 ) . ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان / چاپ براون ، ص 73 .
( 62 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1278 و بعد . -. Rabimo : Maz . 400( 63 ) . رجوع كنيد به ص 445 و بعد جلد اول كتاب حاضر .
( 64 ) . سال 310 ه / 23 - 922 م در تبريز يك دهكان وجود داشت : ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 41 ؛ آغاز قرن سوم هجرى قمرى / نهم ميلادى در سمرقند : ( براساس جاحظ ، اضداد )Kremer , C . G . II 161( 65 ) .S . 86 :( كتابشناسى شماره 461 ). Barthold , Vorl . 83 f . - Pritsakبراى غزنويان رجوع كنيد به :. Jokubovskij , Mach . 90 - 92