اسدآباد در جبال مىرسيد و از آنجا تا حلوان « 632 » ادامه مىيافت ، سپس به طرف دشتهاى بزرگ ، شيب پيدا مىكرد و از طريق پل نهروان به بغداد منتهى مىگرديد . « 633 »
البته اين جاده در قرن اول هجرى قمرى / هفتم ميلادى و تا زمان قتيبة بن مسلم ( در حدود 91 ه / 710 م ) بهوسيله يكى از قبايل مستقل در گرگان سدّ شده بود . ازاينرو مىبايستى براى رسيدن به مقصد ، راه پرپيچوخمى طى گردد و مسافرت و نقل و انتقال كالا از يكى از جادههاى بزرگ فرعى صورت گيرد . « 634 » اين جاده بزرگ فرعى از شيراز و از طريق يزد به نيشاپور منتهى مىشد ، « 635 » امّا به زودى به واسطه افزايش دستههاى غارتگران « 636 » در كوير بزرگ بين يزد و طبس ( ين ) ، غير قابل استفاده شد ، « 637 » تا اينكه عضد الدولة بهوسيله گروگانگيرى از قبايل غارتگر ، بهويژه از قبيله كوفچ ( قفص ) كه نه فقط كاروانها را غارت مىكردند ، بلكه مردان مسافر را نيز به نحو فجيعى به قتل مىرساندند ، اين جاده را مجددا امنيت بخشيد . « 638 » البتّه گاه غنايم دستههاى غارتگر توسط غارتگران گيلانى « 639 » كه برخى از آنان خود را بهعنوان « نگهبانان » اين مناطق معرفى مىكردند ، مجددا ربوده مىشد . به هر سبب ، سفر به شرق همواره پرزحمت و خطرناك و همچنين وقتگير باقى ماند . « 640 »
هامش
( 632 ) . در مورد وضع سفر در خوزستان در حدود سال 648 ه / 1250 م رجوع كنيد به : ابو الفداء : تقويم البلدان / چاپ جرج ، ج 2 ، ص 2 و 84 .
( 633 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 278 ؛ ابن رسته : الاعلاق النفيسه ، ص 167 .
( 634 ) . طبرى : تاريخ 2 ، ص 1232 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 3 ، ص 42 .
( 635 ) . ابن خرداذبه : المسالك و الممالك ، ص 50 .
( 636 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك ، ج 2 ، ص 406 ؛ صولى : اخبار الراضى ، ص 136 ( سال 326 ه / 39 - 938 م « كردان » ) .
( 637 ) . در ابن رسته و ابن خرداذبه ، بيشتر از اين ذكرى نشده است !
( 638 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 488 .
( 639 ) . ناصر خسرو : سفرنامه ، ص 93 و بعد ( سال 444 ه / 1052 م ) .
( 640 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 489 ، طى راهى به مسافت 68 پرسنگ ، 70 روز طول مىكشيد . رجوع كنيد به. Mez 467 f