پرورش اين حيوان بزرگ خانگى معروف بود ، مانند نواحى قومس « 216 » و سرخس در خراسان « 217 » و نواحى سكونت قبايل كوچنشين « كرد » در گوزكان ، كوهستان و فارس ، « 218 » و نيز مانند اعراب بدوى در گوزكان . « 219 »
به واسطه وجود گلههاى بزرگ ، صاحبان آنان و كليه قبايل ، كه همّ خود را وقف پرورش حيوانات مىكردند ، به چگونگى توزيع جغرافيايى مراتع وابسته بودند . اين امر در روايات نيز به وضوح تأكيد شده است . « 220 » مرغوبترين مراتع - حتى براى حيوانات گوشتى - « 221 » براى ما شناخته شده است . - « 222 » گلّهدزدى در ميان كوچنشينان همواره متداول بود و حتى در ميان حكام حدود سال 512 ه / 1118 م در فارس نيز گزارش شده است . « 223 » مراتع فارس در آن زمان در واقع به محدوده حكام سلجوقى - و بعدها به ايلخانان مغول - تعلق داشت .
اينكه خوك ، تأمينكننده اصلى گوشت مردم اروپا و چين ، نزد ايرانيان مسلمان نقشى ايفاء نمىكرد ، نيازى به تأكيد ندارد . در زمان ساسانيان ، با آن آشنايى داشتهاند . « 224 »
هامش
( 216 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 356 . -. Schwarz VII 886 - .( 217 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 281 ؛ ابن حوقل : المسالك و الممالك ، ج 2 ، ص 452 ؛ حدود العالم ، ص 104 .
( 218 ) . اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 271 ، 274 ؛ ابن حوقل : المسالك و الممالك ، ج 2 ، ص 271 ، 443 ، 446 .
( 219 ) . حدود العالم ، ص 108 .
( 220 ) . حسينى : اخبار دولة السلجوقية ، ص 104 ( سال 555 ه / 116 م خوارزمشاه يك نفر سلجوقى را به علت چريدن اسبش در مرتع سلطان به گرگان تبعيد كرد ) .
( 221 ) . جزيرهاى در درياى خزر براى اغنام و احشام قفقاز و مناطق مجاور آن : اصطخرى : مسالك الممالك ، ص 218 .
( 222 ) . نواحى حلوان ( براى اسبان سوارى خليفه ) : يعقوبى : كتاب البلدان ، ص 270 ؛ در دامنهء چالوس در مرز طبرستان و جبال ( سال 250 ه / 864 م ) : طبرى : تاريخ 3 ، 1524 ؛ گيلان : اصطخرى : مسالك الممالك ، 205 . - حق مراتع ( بهويژه براى بين النهرين ) توسط ابو يوسف : كتاب الخراج ص 60 - 58 . بررسى شده است .
( 223 ) . بندارى : زبدة النصرة خ ، ص 122 .
( 224 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 2 ، ص 159 : سردارى ايرانى در سال 13 ه / 634 م سپاه خود را گلههاى خوك مىنامد ، تا بدينوسيله خشونت آنها را نشان دهد .