اوضاع اقتصادى
كشاورزى « 1 » و مالكيّت ارضى
كشاورزى در آغاز قرون وسطى در ايران مانند امروز در سراسر مشرقزمين اساس حكومت و ستون اصلى موجوديت اقتصادى مردم را تشكيل مىداد . تنها يك زندگى واقعا توسعهيافته صنعتى مىتوانست در كنار آن - از ديد كلّى - اهميت مشابهى براى اقتصاد ملى داشته باشد .
درباره وضع كشت و زرع در آن زمان نمىتوانيم تصوير صحيحى به دست دهيم ، زيرا كه گزارشهايى در اينباره ( حتى بهعنوان امور « روزمره » ) به ندرت باقى مانده است . « 2 » فقط از وجود خيش « 3 » و آسياى بادى در سيستان « 4 » و افغانستان « 5 »
هامش
( 1 ) . در زمينه توضيحات آمارى اين بخش ، به نقشه رجوع كنيد . خاطرنشان مىسازد كه در محل دهات كوچكتر ، كه در منابع ذكرى از آنها شده است ، ولايات و مراكز كشاورزى در نزديكى آنها هم ذكر شده است . درباره كشاورزى به طور كلى و نيز مسئله آبيارى رجوع كنيد به :Mohammed Abdur Rahman Khan : Ibn - al - ' Awwams Kitab al - Filahah , in der Isl . Cult . XXIV ( 1950 ) , S . 200 - 217 , 285 - 299 .( 2 ) . همچنين توصيههاى كشاورزى قابوسنامه / چاپ ديتز ، ص 817 و بعد ، بسيار كوتاه است .Jakubvskij , Mach-
-61 - 64فقط مىتواند توضيحاتى كاملا كلى بدهد .
( 3 ) . ياقوت : معجم البلدان ، / چاپ پاريس ( كتابشناسى شماره 50 ) ج 1 ، ص 86 ( در اينجا گزارش مىشود كه در اردبيل در زمين يخزده با 8 گاو نر شخم مىزدند ) .
( 4 ) . حدود العالم ، ص 110 - يا ممكن است كه موضوع مربوط به دهانههايى براى سرد كردن منازل بوده باشد ؟
( 5 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك ، ج 1 ، ص 299 ؛ مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 333 .