مراسم آن محسوب مىشد . « 593 »
در طول قرن سوم و چهارم هجرى قمرى نهم و دهم ميلادى در ايران يك زندگى حقيقتا دربارى به وجود آمد . حد اقل در همسايگى بغداد و سامره در آن زمان براى قصر و بعد به طور كلى حكومت ، اصطلاح « دروازهء قدرت » ( باب السلطان ) « 594 » به كار مىرفت كه بعدها بهصورت « دار سعادت » و « باب عالى » « 595 » در زمان عثمانيان و صفويان و نيز بهصورت « دروازه عالى » در مغربزمين درآمد .
احمد سامانى ( متوفى 301 ه / 914 م ) و نصر دوم ( متوفى 331 ه / 943 م ) اجازه دادند كه قصرهايشان « 596 » به طور سمبليك توسط دو شير ( رامشده ) پاسدارى شود ، « 597 » همچنين اسب زينشدهاى ( فرس النوبه ) نيز جهت فرار آماده نگاه داشته مىشد . « 598 » همچنانكه عباسيان پايتختشان بغداد را به علت ناآراميها و برخى جهات ديگر به سامره منتقل كردند ، ( 92 / 883 - 838 م ) بسيارى از حكمرانان نيز قصرهاى حكومتى خود را اغلب خارج از شهر « 599 » ( جايى كه كنترل بيشتر و خطر مردم كمتر وجود داشت ) مىساختند . حتى حاكم الرخج ( « ژونبيل » ) پايتخت ويژه تابستانى در زابلستان « 600 » داشت ، و نصر بن احمد سامانى پايتخت زمستانى خود را در بخارا و پايتخت تابستانى را در سمرقند و يا در نواحى مجاور و گاه نيز در
هامش
( 593 ) . سال 323 ه / 935 م ديلميان نزد مردآويج : مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 316 .
( 594 ) . طبرى ، 3 ، ص 1892 ( سال 261 ه / 76 - 875 م ) . - و نيز مطابق با منابع ارمنى :
. ( سال 67 / 1066 م )Matth . 157( 595 ) . مقر حكومت سلجوقيان در سال 533 ه / 1139 م « تخت اعلاء » ناميده شد : راوندى : راحة الصدور ، ص 231 .
( 596 ) . قصر ابو الحسن بن سيمجور ، شخصيت برجسته سامانيان راUtbi 107تحت عنوان « سراى » نام مىبرد ( و نيز ص 182 جلد اول همين كتاب ) .
( 597 ) . گرديزى : زين الاخبار ، ص 25 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 25 . - و نيز .. krymskyj I , 75 f( 598 ) . چهار مقاله ( ترجمه براون درJRAS، ص 1899 و( SA . s . 55؛ درباره منشأ اين رسم نگاه كنيد به :Browne I . 317( 599 ) . سال 372 ه / 982 م در پريم در طبرستان : حدود العالم ، ص 136 . - سلطان بادغيس در قرن چهارم ه / دهم م در كوغنآباد حكومت مىكرد : مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 308 .
( 600 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 5 ، 224 ( سال 151 ه / 768 م ) .