به خوبى قابل درك است . اين رسم براى سلسلههاى بعدى نيز سرمشق شد و بنابراين به همان صورت قرنها اعتبار آن محفوظ ماند : پديدهاى كه ما مىتوانيم آن را در بسيارى از سرزمينهاى ديگر نيز كه داراى سنت قديم ادارى هستند ، مشخص كنيم .
مأموران جزء
بديهى است مانند هرجايى كه كمبود اسناد و آرشيو مدارك وجود دارد ، براى ايران در قرون نخستين اسلامى نيز ، از مأموران جزء و نهادهاى كوچك ادارى ، فقط بهصورت مختصرى آگاهى داريم ، حتى در كتابهاى مرجع در زمينه تشكيلات ادارى ( كه بهويژه مناسبات دربار خليفه را نقطه مركزى مطالب خود قرار مىدهند ) بدين امور اشارهاى نشده است . بنابراين بايد به برخى يادداشتهاى پراكنده كه به تصادف به دست ما رسيده است قناعت كنيم . خلاصه آنكه تصويرى بدون نقص از اين مقوله داده نشده است . « 458 » اما حد اقل مىدانيم كه هر ناحيه داراى يك قاضى ، « 459 » يك رئيس پست و مأموران گزارشگر ( و همچنين صاحب البريد ) ، « 460 » يك اداره مالياتى ( بندار [ الاجلّ ] ) « 461 » ( كه مىتوانست به مأموريت از جانب اجارهدار مالياتى كار كند ) ، « 462 » كلانتر پليس ، « 463 » و اگر لازم بود
هامش
( 458 ) . تعدادى از اين ادارات در سياستنامه ، ص 111 ، 114 ذكر شده است . - رجوع كنيد به :Kremer , C . G . I 318 f ; Barthold , Turk , 228 f .( 459 ) . قمى : تاريخ قم ، ص 17 ( قم ) ؛W 42 . 157( خوزستان و فارس ) .
( 460 ) . كتاب الاغانى / قاهره ج 6 ، ص 240 ( خراسان ؛ قرن 2 ه / 8 م ) ؛ /Nikbi / 3نكبى ( نيشاپور سال 372 ه / 982 م ) .
( 461 ) . درباره « بندار » - بازرگان رجوع كنيد به سمعانى : كتاب الانساب ، ص 92 راست ، وسط صفحه . - « اجلّ » به عنوان صفت از اواسط قرن 10 وجود دارد . رجوع كنيد به :. Wiet 43( 462 ) . طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1501 ( حدود سال 109 ه / 727 م مرو ) ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 78 ( سال 256 ه / 870 م : اهواز ) .
( 463 ) . ابن حوقل : المسالك و الممالك ، ج 2 ، ص 430 .