( 1 ) عبد الحميد گفت :
- اينطور نيست .
ابراهيم بن عبد اللَّه نام خدا را بر زبان آورد .
- به خدا ؟
عبد الحميد در جواب گفت :
- به خدا .
ابراهيم از تعقيب وى در گذشت و گفت :
- اگر آشكار شود كه سخن بدروغ گفتهاى ما ترا يك آدم دروغگو خواهيم شمرد .
عبه الحميد بن جعفر مىگويد :
ابراهيم بن عبد اللَّه مردى را كه محمد بن يزيد ناميده ميشد و از افسران نيروى ابو جعفر بود باسارت گرفت .
اين مرد اسب قشنگى داشت .
اسبش آنقدر گردن بلند بود كه وقتى سوارش ميشدند سرش با سر سوارش محاذى بود .
به او گفت :
- اين اسب را به من به فروش .
محمد بن يزيد اسب را به او تقديم كرد :
- تقديمش ميكنم يا ابن رسول اللَّه .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: جواد فاضل
ص٦٨