( 1 ) واقدى مىگويد :
عبد اللَّه بن عمر عمرى و برادرانش ابو بكر نيز در ركاب محمد بن عبد اللَّه مىجنگيدند و پس از قفل محمد در گوشهاى پنهان شدند اما سرانجام بچنگ عمال منصور افتادند .
ابو جعفر دستور داد كه عبد اللَّه را در « مطبق » زندان وحشتناك خود چند سال بازداشت كرد و بعد او را بحضور خود خواند و گفت :
- پاداش آن همه افضال و اكرام كه در حق تو روا داشتهام اين بود كه با كذاب « يعنى محمد بن عبد اللَّه » بر ضد من قيام كنى .
عبد اللَّه در جواب گفت :
- فتنهاى بود با امير المؤمنين كه گريبان گروهى را گرفت و من نيز در اين فتنه فرو افتادم . بى آنكه حقيقتش را بشناسم . اكنون اگر امير المؤمنين بر من ببخشايد و شخصيت عمرو بن خطاب را در حق من رعايت كند روا باشد .
ابو جعفر از گناهش گذشت و آزادش ساخت .
كنيت ابن عبد اللَّه ابو القاسم بود ولى كنيه خود را به « ابو عبد الرحمن » عوض كرد و گفت :
روا نميدارم كه كنيهى رسول اللَّه را به خود به بندم و به مقام شامخش
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٧