( 1 ) جعفر بن سليمان از اعتراف و صراحت او شرم كرد و دستور داد كه آزادش كند .
محمد بن اسماعيل مىگويد :
- سال صد و چهلم هجرت سفيان بخاطر پارهى از احتياجات زندگيش مرا بخانهاش طلبيد و در ضمن از من سراغ محمد بن عبد اللَّه را گرفت كه او چگونه است ؟
در پاسخش گفتم :
- خوب است .
سفيان گفت :
- اگر خدا بخواهد كه امت اسلام را بسعادت برساند زمام امرش را بدست محمد خواهد داد .
- گمان نداشتم كه اين همه خوشحالم كنى .
سفيان گفت :
- سبحان اللَّه ، مگر در ميان بندگان خدا از ملت شيعه ملتى گرامىتر ميشناسى ؟
و بعد نام زبيد و سلمة بن كهيل و حبيب بن ابى ثابت و ابو اسحاق سبيعى و منصور بن معتبر و اعمش را بر زبان آورد .
به او گفتم :
- ابو الحجاف فراموشت نشود .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٠