( 1 ) او رو كرد و گفت :
- پشت كن او هم پشت كرد . كنيز زيبائى بود .
مختار گفت :
- اين كنيز شايسته على بن الحسين است .
و بعد او را براى زين العابدين عليه السلام فرستاد . و هم اين كنيز مادر زيد بن على الحسين است .
خضيب دابشى مىگويد - من هر جا كه زيد بن على را ديدهام نور خدائى بر چهرهاش ميدرخشيد .
ابو قره مىگويد :
با زيد بن على سفرى بسوى « جبان » ميرفتم دستهاى او از دو طرف آويخته بود به من گفت :
- گرسنهاى ابا قره ؟
گفتم گرسنهام .
بيدرنگ به من يك گلابى داد كه نميدانم عطرش از طعمش دلپذير بود يا طعمش از عطرش .
اين گلابى از بس درشت بود كه كف دستش را پر كرده بود .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 198
مساهمون: جواد فاضل
ص١٩٨