تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
( 1 ) كه اسواران عمرو بن سعد يورش بردند عمرو بن سعيد در زير سم اسب‌ها جان سپرد لعنه اللّه و اخزاه پس از چندى كه غبار ميدان فرو نشست حسين را ديده‌ايم كه بر بالين آن پسر جوان ايستاده و او پاشنه‌هاى خود را بر زمين ميسابد . آن پسر جوان جان ميداد و حسين بن على مىگفت . بعدا لقوم قتلوك : خصمهم فيك يوم القيامة رسول اللّه صلى إله عليه و آله بر عم تو بسيار دشوار است كه او را بخوانى و نتواند به نداى تو پاسخ گويد يا به تو پاسخ دهد اما آن پاسخ ترا سودى نبخشيد . در يك چنين روز كه دشمنان او بسيار و ياران او اندك باشند . و بعد خم شد و آن نعش خونين را به آغوش كشيد و از زمين برش داشت : انگار هم‌اكنون مىبينم كه پاهاى اين كودك بر زمين كشيده ميشد . ديده‌ايم كه اين جنازه را در كنار فرزند خود على بر خاك خوابانيد . پرسيدم نام اين پسر چه بود ؟ گفتند : قاسم بن الحسن بن على صلوات اللَّه عليهم اجمعين

عبد إله بن حسن الحسن

مادرش دختر خليل بن عبد إله بجبلى بود . جرير بن عبد إله بجلى كه از معاريف اصحاب رسول اللّه است عموى اين بانو بود .