تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
سوره مكيست و نزول آن قبل از اعلاى كلمه اسلام است زيرا كه چون حق سبحانه وى را بشارت داد بوعده اعلاء دين او بر ساير اديان و غالبيت او بر دشمنان پس اين واضع ثقل غم او بود به آنچه به او رسيد از اذيت قوم و مبدل عسر او بيسر چه وعدهء حق سبحانه حقست و لفظ ( وضع ) اگر چه به صيغه ماضى است اما بمعنى مستقبل است كقوله : وَنادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ . وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ و نظاير اين بسيار است ، و نزد بعضى ديگر معنى آن است كه ما برگرفتيم بار گناهان امت تو را بآمرزش ايشان و دل تو را از غم و اندوه فارغ گردانيديم . ( 4 ) - * ( وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ) * و برداشتيم براى اظهار قدرت تو ذكر تو را بنبوت و رسالت و خاتميت يا به آنكه نام تو را قرين نام خود ساختيم در أذان و اقامه و تشهد و خطبه تا مرا ياد نكنند مگر آنكه تو را در عقب آن ياد كنند و گويند ( أشهد أن لا إله إلا اللَّه و أشهد أن محمدا رسول اللَّه ) و ابى سعيد خدرى از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده كه جبرئيل عليه السّلام در اين آيه مرا گفت قال اللَّه عز و جل اذا ذكرت معى ذكرت حق تعالى فرمود كه هر گاه كه من مذكور شوم تو با من مذكور شوى و حسان بن ثابت در اين معنى گفته :
أغرّ عليه للنّبوّة خاتم من اللَّه مشهور يلوح و يشهد
و ضمّ الإله اسم النّبي إلى اسمه إذا قال في الخمس المؤذّن أشهد
و شقّ له من اسمه ليجلَّه فذو العرش محمود و هذا محمّد
يا خود اينكه بر تو صلوات فرستاديم و بندگان را امر كرديم بدرود دادن بر تو يا طاعت و رضاى خود را در طاعت و رضاى تو گردانيديم كه وَاللَّه وَرَسُولُه أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوه . وَمَنْ يُطِعِ اللَّه وَرَسُولَه . و أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ يا تو را نبى اللَّه و رسول اللَّه ملقب گردانيديم ، يا نام رفيع تو را در كتب سابقه مذكور ساختيم يا از جميع انبياء و امت اخذ ميثاق كرديم تا به تو ايمان آرند و تصديق نمايند يا در قيامت ترا شافع بندگان گردانيديم و مقدم و پيشواى خلق اولين و آخرين ساختيم ، ذو النون مصرى فرموده كه رفعت ذكر اشاره به آنست كه همهء انبياء بر حوالى عرش جولان مينمودند و طاير همت آن حضرت بر بالاى عرش پرواز ميكرد ، و بدانكه ايراد زيادتى * ( لَكَ ) * به آن كه بدون ذكر آن معنى مستقل بود به جهت ابهامست قبل از ايضاح تا مفيد مبالغه باشد ، آورده‌اند كه مشركان تعيير رسول و مؤمنان ميكردند به فقر وفاقه و آن حضرت به جهت اين متوهم بود كه مبادا مسلمانان از اسلام رغبت بگردانند حق سبحانه جلايل نعمت خود را كه بر او عطا فرموده بود تذكير
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 283 | الملا فتح الله الكاشاني