تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
گذاشته‌ام * ( مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ ) * كيش گروهى را كه نميگروند * ( بِاللَّه ) * به وحدانيت خدا * ( وَهُمْ بِالآخِرَةِ ) * و ايشان بسراى آخرة * ( هُمْ كافِرُونَ ) * ايشان ناگرويدگانند تكرار ضمير براى تاكيد كفر ايشانست بآخرت * ( وَاتَّبَعْتُ ) * و پيروى كرده‌ام * ( مِلَّةَ آبائِي ) * دين پدران خود را * ( إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ) * اظهار آنكه از اهل بيت نبوتست جهت قصد زيادتى رغبت ايشانست باستماع كلام وى و قبول كردن سخن وى در آنچه گويد و لهذا قايل را جايز است كه تعريف خود كند تا مردمان علم بر تبهكاران او پيدا كرده اقتدا به او كنند در قول و فعل * ( ما كانَ لَنا ) * روا نيست ما را كه پيغمبرانيم و نشايد ما را * ( أَنْ نُشْرِكَ ) * آنكه انباز گيريم * ( بِاللَّه مِنْ شَيْءٍ ) * به خدا چيزى را بلكه بطريق وحدانيت و او را پرستش ميكنم * ( ذلِكَ ) * اين توحيد * ( مِنْ فَضْلِ اللَّه عَلَيْنا ) * از فضل خدايست بر ما كه بوحى ما را به آن آگاهى داده * ( وَعَلَى النَّاسِ ) * و از فضل او است بر ساير آدميان كه انبيا را به ارشاد ايشان فرستاده * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ ) * و ليكن بيشتر مردمان كه پيغمبران بديشان آمده‌اند * ( لا يَشْكُرُونَ ) * سپاسدارى نميكنند آن فضل و موهبت را و از آن اعراض ميكنند و به آن متنبه نميشوند و يا معنى آنست كه توحيد از فضل الهيست بر ما و ساير مردمان بنصب ادله عقليه و انزال آيات واضحه و ليكن بيشتر مردمان نظر به آن نميكنند و استدلال به آن نمينمايند تا به آن برسند هم چنان كه كسى كفران نعمت كند و باداء شكر گذارى آن نپردازد و بعد از بيان نبوت خود و اظهار معجزه بر وفق آن بر طريق موافقت ايشان را باسلام دعوت كرده فرمود كه * ( يا صاحِبَيِ السِّجْنِ ) * اى دو ياران زندان يعنى ساكنان آن * ( أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ ) * آيا خداوندان پراكنده كه شما داريد از زر و نقره و آهن و چوب و سنگ يا بتان متفرقه در مرتبه از اعلى و اوسط و ادنى * ( خَيْرٌ ) * بهتر است * ( أَمِ اللَّه الْواحِدُ ) * يا خداى يگانه و يكتا در ذات و صفات * ( الْقَهَّارُ ) * غالب بر مكنونات كه هيچكس با او مقاومت نتواند كرد استفهام براى تقرير است يعنى خداى به حق مستحق عبوديت است نه غير او كما قال * ( ما تَعْبُدُونَ ) * خطاب با هر دو زندانيانست و بهر كه بر دين ايشان بوده يعنى نميپرستيد شما اى مشركان * ( مِنْ دُونِه ) * بدون خداى * ( إِلَّا أَسْماءً ) * مگر نامها يعنى چيزى چند را كه باعتبار اسامى بدون حجتى و برهانى * ( سَمَّيْتُمُوها ) * نام نهاده‌ايد او را * ( أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ) * شما و پدران شما ميپرستيد چيزها را باعتبار اطلاق اسامى بر