است صلَّى اللَّه عليه و آله و قائلان اين قول كفار مكهاند يعنى بلكه قريش گفتند كه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله آنچه ميگويد از خبر نوح افتراى مىكند و از نزد خود ميگويد ما گفتيم كه اى محمد ( ص ) بگو بايشان كه اگر من خبر نوح را افترا ميكنم و از نزد خود ميگويم پس عقوبت جرم من بر من است و من برىام از گناه شما و و بال آن بر شما است پس اين جمله معترضه مىباشد و بعد از آن فرمود * ( وَأُوحِيَ ) * و وحى كرده شد * ( إِلى نُوحٍ ) * به سوى نوح عليه السّلام * ( أَنَّه لَنْ يُؤْمِنَ ) * آنكه ايمان نخواهند آورد * ( مِنْ قَوْمِكَ ) * از گروه تو * ( إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ ) * مگر آن كس كه ايمان آورده * ( فَلا تَبْتَئِسْ ) * پس اندوهگين مباش * ( بِما كانُوا يَفْعَلُونَ ) * به آنچه هستند كه ميكنند از تكذيب و ايذا چه ايشان هرگز ايمان نياورند نوح بعد از اين وحى از ايمان ايشان نااميد گشته بر ايشان دعا كرد و گفت رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً حق تعالى دعاى وى را مستجاب كرده به او ندا رسيد كه اى نوح ميان اجتهاد دربند * ( وَاصْنَعِ الْفُلْكَ ) * و بساز كشتى را * ( بِأَعْيُنِنا ) * در حالتى كه ملتبس باشى به نگاه داشت ما تعبير فرموده به عين كه متضمن كثرة إله حسن است كه به آن حفظ شيء ميكنند و به آن مراعات اختلال و دفع مينمايند از مبالغه در حفظ بر طريق تمثيل يعنى كشتى بساز بكمال حفظ و رعايت
كردن ما بدن نفس تو را از شر كفار و گويند مراد از عين ملائكهاند و اضافه به جهت تعظيمست يعنى بچشمهاى ملائكه كه ناظر احوال تواند و مددكار تو * ( وَوَحْيِنا ) * و وحى كردن ما به تو در ساختن آن يعنى اگر در ساختن آن خللى از تو صادر شود ما حافظ تو خواهيم بود و به تو وحى خواهيم كرد كه چگونه بايد ساخت ابن عباس فرموده كه نوح نمىدانست كه كشتى را چگونه بسازد وحى آمد كه كشتى را بساز چون سينه مرغ * ( وَلا تُخاطِبْنِي ) * و خطاب مكن با من * ( فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * دربارهء آنان كه ستم كردند يعنى از من درخواه مكن در دفع عذاب ايشان * ( إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ) * بدرستى كه ايشان غرقه شدگانند يعنى محكوم عليهماند بغرق اينغايت وعيد است هم چنان كه ملك بوزير خود گويد لا تذكر حديث فلان بين يدى و گويند مراد نهى شفاعت او است از براى زن و پسر او در خبر آمده كه نوح عليه السّلام چون چوب كشتى مىطلبيد فرمان در رسيد كه تخم درخت ساج را به كار پس نوح عليه السّلام درخت ساج بكاشت و در مدت بيست سال كه درخت رسيده مطلقا هيچ فرزندى از قوم او متولد نشد و در اينمدت اطفال ايشان بالغ شدند و ايشان نيز از متابعت ابا كردند و از قبول دعوت سر كشيدند و على بن ابراهيم از پدر خود از صفوان از ابى عبد اللَّه نقل كرده كه چون حقتعالى ارادهء هلاك قوم نوح فرمود ارحام نسوان ايشان را عقيم گردانيد مدت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 435
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٥