اعطا و نزاع و اعزاز و اذلال * ( قَدِيرٌ ) * توانايى بعد از آنكه در بيان كمال قدرت خود كه دلالت بر مالكية مطلق اوست ميفرمايد كه بگو اى محمد ( ص ) كه خداوندا * ( تُولِجُ اللَّيْلَ ) * در ميارى شبرا * ( فِي النَّهارِ ) * در روز يعنى از وقت نزول آفتاب بنقطهء انقلاب شتوى تا زمان حلول آن بنقطهء انقلاب صيفى از اجزاى شب ميكاهى و در اجزاء روز مىافزايى تا روزى كه در اول جدى اقصر ايام سنه بود در اول سرطان اطول ايام سال مىشود * ( وَتُولِجُ النَّهارَ ) * و در مياورى روز را * ( فِي اللَّيْلِ ) * در شب يعنى در ظرف سال از اجزاى روز كم ميكنى و اجزاى شبرا بدان زياده ميسازى تا شبى كه در آخر جوزا اقصر ليالى بود در آخر قوس اطول ليالى شود * ( وَتُخْرِجُ الْحَيَّ ) * و بيرون مياورى زنده را چون حيوانات * ( مِنَ الْمَيِّتِ ) * از مردهء كه آن نطفه است و يا اخراج ميكنى مرغ را از بيضه و درخت را از دانه * ( وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ ) * و بيرون ميآورى مرده را چون نطفه و دانه و بيضه * ( مِنَ الْحَيِّ ) * از زنده كه آن حيوان و درخت و مرغ است و گفتهاند خبيث را از طيب بيرون ميآورى و طيب را از خبيث يا كافر را از مؤمن و مؤمن را از كافر و اين قول مرويست از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) زهرى روايت كند كه رسول ( ص ) نزديك بعضى از ازواج خود رفت زنى پاكيزه منظر آنجا بود حضرت پرسيد كه كيست گفتند ( احدى خالاتك ) يكى از خاله هاى تو فرمود كدام خاله گفتند خالده بنت اسود بن عبد يغوث فرمود
سبحانه الذى يخرج الحى من الميت
و اين زنى صالحه بود و پدرش كافر معاند * ( وَتَرْزُقُ ) * و روزى ميدهى از رحمت واسعهء خود * ( مَنْ تَشاءُ ) * هر كه را ميخواهى * ( بِغَيْرِ حِسابٍ ) * بى شمار يعنى بمرتبهء كه خلق عدد و مقدار آن ندانند بدانكه ذكر قدرت بر معاقبه ليل و نهار و موت و حياة و سعهء فضل در عقب ذكر اعطاء ملك و منع آن و ذكر اعزاز و اذلال دلالتست بر آنكه هر كه قادر باشد برين هر آينه قدرت خواهد داشت بر معاقبهء ذل و عز و ايتاى ملك و نزع آن و ببايد دانست كه قراءة آية الملك فضل بسيار و ثواب بى شمار دارد از جمله معاذ جبل روايت كند كه من به جهت مطالبهء متقاضيان يك جمعه به نماز حاضر نشدم رسول ( ص ) فرمود كه
ما منعك من صلاة الجمعة
ترا چه منع كرد از نماز جمعه گفتم يا رسول اللَّه ( ص ) يوحناء يهودى را بر ذمه من چند وقيه گندم است مرا نميگذاشت كه به نماز حاضر شوم پيغمبر ( ص ) فرمود كه اين آيه را بخوان تا * ( بِغَيْرِ حِسابٍ ) * و آن گاه بگو
يا رحمن الدنيا و الآخرة و رحيمهما تعطى من تشاء منهما و تمنع من تشاء منهما فاقض عنى دينى
هر كه اين آيه به اين وجه بخواند اگر قرض او چندان بود كه زمين گنجايش آن نداشته باشد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٠٠