كردم بر شما مراد بذكر آن تفكر است در آن و قيام بشكر آن و تقييد نعمت بايشان جهة آنست كه انسان بالطبع غيور و حسود است پس هر گاه نظر بنعمتى كه حقتعالى بر غير آن انعام فرموده غيرت و حسد او حامل وى مىشود بر كفران و سخط آن و اگر نظر بنعمتى كرد كه بر او انعام كرده حب آن نعمت حامل او مىشود بر رضا و شكر گذارى آن و نزد بعضى مراد به اين نعمت نعمتى است كه حقتعالى باباى ايشان انعام فرموده كه آن نجات دادن آنها بود از فرعون و غرق شدن و عفو كردن آنها را از اتخاذ عجل و نعمى كه بر ايشان عطا كرده بود كه آن دريافتن زمان حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه مبشربه بود در كتاب تورية و انجيل يعنى جميع نعم ابا را كه فخر و مباهات شما به ايشانست و همهء نعم خود را ياد كنيد و بشكر آن قيام نمائيد * ( وَأَوْفُوا بِعَهْدِي ) * و وفا كنيد بر پيمان من كه در شأن پيغمبر امى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم با شما بستهام در تورية چه حقتعالى در تورية آن حضرت را بنبى امى صلَّى اللَّه عليه و آله تعريف كرده كما قال اللَّه تعالى النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ يعنى وفا كنيد بايمان آوردن بوحدانيت من و تصديق نمائيد بمحمد صلَّى اللَّه عليه و آله و اطاعت و امتثال من كنيد * ( أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ) * تا وفا كنم بعهد شما بحسن اثابت يعنى تا جزاى وفادارى شما بر احسن وجه بشما رسانم اضافه عهد در هر دو صورت بفاعلست و اضافهء آن بمعاهد و معاهد هر دو جايز است و احتمال آن دارد كه اول مضاف بفاعل باشد و ثانى بمفعول چه حقتعالى عهد كرده بود بجانب ايشان بايمان و عمل صالح بواسطه نصب دلايل و انزال كتب و وعده داده بود ايشان را به ثواب بر حسنات ايشان و وفا به اين هر دو عهد عرضى عريض است پس اول مراتب وفا از ما اتيانست بكلمتين شهادتين و از حق تعالى حقن دماء و مال و آخر مراتب آن از ما استغراق عارفست در بحر توحيد بحيثيتى كه از نفس خود فارغ شود چه جاى غير خود و از خدا اعطاء اجل نعمت و اعظم مثوبتست به او و آنچه مرويست از ابن عباس كه اوفوا بعهدى فى اتباع محمد ( ص ) اوف بعهدكم فى رفع الاضار و الاغلال ) و از غير او كه ( اوفوا باداء الفرائض و ترك الكبائر اوف بالمغفرة و الثواب ) و يا ( اوفوا بالاستقامة على الطريق المستقيم اوف لكم بالكرامة و النعيم المقيم ) نظر بوسايط بين المرتبتين است و گويند اضافهء عهد در هر دو صورت بمفعولست و معنى آنكه وفا كنيد به آنچه معاهده كردهايد به من از ايمان و التزام طاعت تا وفا كنم به آنچه معاهده كردم بشما از حسن اثابة و تفصيل اين عهد در اين آيتست كه لَقَدْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ الى قوله وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ . . . * ( وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ) * و از من بترسيد در نقض اين عهد و شكستن اين پيمان و در هر چه اتيان به آن مينمائيد و ترك مىكنيد اين كلام اكد است در افادهء تخصيص از اياك نعبد چه با وجود تقديم مفعول تكرير مفعول شده وفاء جزائيه به جهت تضمن كلام
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧١