پيوستن اشراف به ابن زياد
« 1 » ( 1 ) اشراف مردم از درى كه كنار خانه رومىها بود نزد ابن زياد مىآمدند « 2 » ، عبيد الله ، كثير بن شهاب بن حصين حارثى را خواست ، به او دستور داد با ياران مذحجى به كوفه برود و مردم را وادار به جدايى از [ مسلم ] بن عقيل كند ، و آنان را از جنگ بترساند و از عقوبت و مجازات سلطان بر حذر بدارد . و به محمد بن اشعث دستور داد همراه ياران [ قبيله ] كندة و حضرموت بيرون برود و پرچمى براى امان دادن به كسانى كه به او مىپيوندند نصب نمايد .
مثل همين [ دستور ] را به قعقاع بن شور ذهلى و شبث بن ربعى تميمى و حجّار بن عجلى و شمر بن ذى الجوشن عامرى داد .
و براى شبث بن ربعى پرچمى بست و او را به خارج [ از قصر ] فرستاد و گفت :
ميان مردم برويد و افراد مطيع را به افزوده شدن [ عطا و حقوق ] و ارزش و احترامشان نويد بدهيد ، و افراد عاصى [ و سركش ] را از محروميت و مجازات بترسانيد ، و به آنها اعلام كنيد لشكريان شام به سويشان به راه افتادهاند . « 3 »
خروج أشراف با پرچمهاى أمان براى جدا كردن مردم از مسلم
( 2 ) ابتدا كثير بن شهاب شروع به سخن كرد گفت : اى مردم به خانوادههايتان ملحق شويد در برپايى شر شتاب نكنيد و خودتان را به كشتن ندهيد ، هان اينها لشكريان ، امير المؤمنين يزيد هستند كه به طرف [ كوفه ] مىآيند . امير با خدا عهد بست چنانچه بر جنگ با او باقى مانديد و تا غروب برنگشتيد ، زن و بچهتان را از عطا محروم كند .
هامش
( 1 ) أبى مخنف از أبو جناب كلبى نقل مىكند . . .
( 2 ) از اينجا معلوم مىشود خانههاى روميها پشت دار الامارة بود و از آن رو كه اهل ذمّه بودند ابن زياد ورود و خروجشان را به قصر مخفى نگه مىداشت و ياران مسلم عليه السّلام فراموش كرده بودند اين طرف را مسدود كنند .
( 3 ) تاريخ طبرى ، 5 : 370 و رك : ارشاد شيخ مفيد ، 2 : 52 .