تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
وقتى نامه به عمر بن سعد رسيد گفت : گمان مىكردم ابن زياد صلح و سلامتى را نمىپذيرد [ و پيشنهاد مرا رد مىكند ] . « 1 »

ملاقات ابن سعد با امام عليه السّلام

( 1 ) حسين [ عليه السّلام ] عمرو بن قرظة بن كعب انصارى را به دنبال عمر بن سعد فرستاد [ و فرمود ] امشب بيا تا بين دو لشكر با يكديگر ملاقات كنيم عمر بن سعد با بيست اسب سوار آمد و حسين [ عليه السّلام ] هم با همين تعداد آمد . وقتى به هم رسيدند حسين [ عليه السّلام ] به اصحابش دستور داد از او دور شوند ، عمر بن سعد هم همين دستور را به همراهانش داد . سپس آن دو مدت زيادى با هم صحبت كردند ، به طورى كه پاسى از شب گذشت بعد هر يك از آن دو با همراهانشان به طرف لشكر خود بازگشتند و مردم در مورد آنچه بين آن دو ردّ و بدل شده بود از روى حدس و گمان با هم صحبت مىكردند آنها گمان مىكردند ، حسين [ عليه السّلام ] به عمر بن سعد فرموده بود : بيا با من عليه يزيد بن معاويه قيام كن ، بيا تا هر دو لشكر را عليه يزيد بخوانيم ولى عمر گفت : در اين صورت خانهء مرا ويران مىكنند . فرمود : من آن را برايت مىسازم ، گفت : املاك [ زمين زراعتى ] ام را مىگيرند . [ حضرت ] فرمود : در اين صورت از اموالم در حجاز بهتر از آن را به تو مىدهم ، ولى عمر نپذيرفت مردم اين حرف‌ها را مىگفتند و در ميانشان شايعه شده بود . بدون اينكه چيزى از اينها شنيده يا دانسته باشند . « 2 » آنها مىگفتند : حسين گفته است ، سه پيشنهاد را از من بپذيريد : 1 - يا به مكانى كه از آنجا آمده‌ام برگردم . [ طرد مدينه است . ]
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، 5 / 411 و 412 ، ادامه خبر حسان بن فائد و ارشاد ، 6 / 82 ، با اندكى تغيير . ( 2 ) تاريخ طبرى ، 5 / 413 ، به نقل از أبو جناب از هانى بن ثبيت حضرمىّ كه يكى از شهود قتل امام عليه السّلام بود و سبط بن جوزى مىنويسد ابن سعد كسى را نزد امام حسين عليه السّلام فرستاد و از حضرت خواست تا با يكديگر نشستى داشته باشند . رك : تذكره الخواص ، ص 248 .
مقتل الحسين ( ع ) ( نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ) ( فارسي ) — صفحة 124 | جواد سليمانى / أبو مخنف الأزدي