و كمترين آفاتش در حقيقت فراق و جدايى ( بهنگام مردن ) اوست آن فراقى كه دلها را پاره و بندها را از بين مىبرد و نابود مىسازد .
پس هر چه را كه گمان كنى آب است در حقيقت آب نيست بلكه سراب و آب نماست ، و عماراتش گرچه نيكو باشد رو به خرابى است و مالش - گرچه شخص جاهل به آن مغرور مىگردد - رو به نابودى است .
كسى كه در آب فراوان شنا مىكند نبايد از رطوبت ناراحت شود و جزع و فزع كند ( زيرا طبع آب بر رطوبت است ) و كسى كه خودش را در ميان دو صف جنگندهها داخل كند بدون ترس و وحشت نيست .
( زيرا طبيعت قرار گرفتن در دو صف جنگنده ترس و وحشت است ) و از عجائب اين است كه كسى دستش را در دهان افعىها داخل كند و خودش را از گزيدن آنها مصون بدارد و منكر آسيب رساندن آنها شود و عجيبتر اين است كه كسى از چيزى كه طبعش بر ضرر بنا شده است تقاضاى منفعت نمايد .
و چه نيكو است گفتار يكى از فضلا در مرثيه فرزندش :
طبعت على كدر و انت تريدها * صفوا من الأقذار و الأكدار
و مكلّفوا الأيّام ضدّ طباعها * متطلّب في الماء جذوة نار
و اذا رجوت المستحيل فانّما * تبنى البناء على شفير هار