نه بخداى بيت و حجر الاسود ، كه چنين نيست .
- آرمان دل من با دل او ، و شيوهء تفكر من با او تفاوت دارد ، و چگونه به ياد او مىتواند آرام گيرد ؟
- هرگاه به او شكوهء خويش ببرم ، من از اندوه ، هجران گريه مىكنم ، و او با روگردانى خنده مىزند .
- من با اينهمه نعمت فراوان ، احساس ذل فقيرى مىكنم ، و او خود را در عز توانگرى مىپندارد .
- مهر و دوستى او ، در من پوستى باقى نگذاشته ، و تنها ناله و عشق خانمانسوز از او بجاى مىماند .
- هر چه او را ياد مىكنم ، آتش عشقم آب ديده را مىافزايد ، هر چند كه آب ، آتش را فرو مىنشاند .
- بنابر اين ، بايد اذعان داشت آنكه در پى زن زيبا و دلربا است ، همواره گمراه است . و لو كه با مأموران شب زنده دار و شمشيرهاى براق ، حمايت و نگهبانى شود .
- من چنين عاشق بيقرار را ، كه از روى نادانى در پى نكو رويان است ، سرزنش مىكنم . و او را ، از اينكه از هجران گلرخان سخن گويد ، نهى مىكنم .
- هرگاه از چنين عشقى جان بسلامت ببرم ، خوشحال و خوشوقت مىشوم و تو گويى همواره به ملامت آن وادار مىشوم .
- دوستى و محبتى كه من برگزيدهام ، هرگز بر عشاق دروغ نمىورزد ، و از فحش و ناسزاى فريفتگى و گمراهى بدور است .
- هيهات كه من در اين عشق و دلدادگى ، دروغ و حيله اى ببينم ، چرا كه اين مهر من بر على عليه السّلام آن پاكمرد عالم منسوب است .
- او پس از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بهترين خلايق است ، كه بمقام والاى افتخار
الغدير ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٠