نماز - كه گرانقدرترين اساس اسلام است - دخل و تصرف دلخواه مىنمايند و بدعت مىگذارند . و پسر هندى جگر خوار را نگاه كن آن عرقخور رباخوار را كه چگونه دستور پيامبر ( ص ) و عمل حضرتش را كه خود شاهد بوده و با ابو بكر و عمر طبق آن عمل كرده دور مىاندازد و از آن منحرف مىشود به خاطر اين كه پسر عمويش عثمان حكم شرع را تغيير داده و مروان بن حكم - كه خود و پدرش به دستور پيامبر ( ص ) به حال تبعيد بودهاند و قورباغهء قورباغه زاده و ملعون ملعونزاده خوانده شده است - و رفيقش عمرو بن عثمان مايل نيستند به سنت پيامبر ( ص ) عمل شود . آرى بخاطر اين دو نفر از سنت تخلف مىكند تا با عمل خويش رويهء عثمان را محكوم ننموده باشد ، و رويهء بدعت آميز خويشاوندش - عثمان - را احيا مىنمايد و سنت محمد ( ص ) را پايمال و ملغى ، و گوش به بانگ رساى پسر عمر كه گوش دنيا را پر كرده نمىدهد كه ميگويد : « نماز در سفر دو ركعت است . هر كه بر خلاف سنت عمل كند كافر است . » ( 1 )
به به به اين خليفه ، و هزار آفرين به اين حكم مسلمانان !
بدعت اذان گفتن براى نماز عيد
شافعى در كتاب « الأم » از قول زهرى اين روايت را ثبت كرده كه « در نماز دو عيد ( فطر و قربان ) براى پيامبر ( ص ) و ابو بكر اذان گفته نشد و نه براى عمر و عثمان تا آنكه اين را معاويه در شام بدعت گذاشت و سپس حجاج در مدينه وقتى استاندارش شد » . ( 2 )
ابن حزم در « المحلى » مىنويسد : « امويان اين را كه دير به نماز عيد بروند و خطبه را پيش از نماز بخوانند ، و اذان و اقامه را بدعت گذاشتند » . ( 3 )
در « بحر الزخار » چنين آمده : « بنابر آنچه گذشت نماز عيد فطر و قربان نه اذان دارد و نه اقامه ، و اختلافى در اين نيست كه آن من در آوردى و ساختگى
هامش
( 1 ) - رك : غدير 8 .
( 2 ) . 1 / 208 .
( 3 ) . 5 / 82 .