در انداخته شان و دنيا را خوشايندشان گردانيده است . . . اى امير المؤمنين ! آنها آنچه را ما در بارهء تو مىدانيم مىدانند لكن بدبختيشان رقم خورده و بر آنها مسجل گشته است و هواهاى نفسانى آنها را منحرف گردانيده تا ستمكار گشتهاند . » ( 1 )
60 - ابن عباس ، در صفين در نطقى چنين مىگويد : « پسر زن جگر خوار ديده در جنگ عليه على بن ابيطالب جمعى از فرومايگان و اراذل شام مددكار اويند در جنگ عليه پسر عمو و داماد پيامبر خدا ( ص ) و اولين كسى كه با او نماز خوانده است بدرىيى كه در همهء نبردهاى پر افتخار و فضيلتآور همراه رسول خدا ( ص ) بوده است ، و معاويه و ابو سفيان در آن زمان دو مشرك بت پرست بودهاند . بدانيد كه به خدائى سوگند كه هستى را به تنهائى تحت سلطه و به ظهور آورده و سزاوار سلطنت بر هستى گشته على بن ابيطالب همراه رسول خدا ( ص ) مىجنگيد ، على مىگفت : خدا و پيامبرش راست مىگويند . و معاويه و ابو سفيان مىگفتند : خدا و پيامبرش دروغ مىگويند . معاويه در اين موقعيت كه امروز دارد نيكروتر و پرهيزكارتر و راه يافته تر و بر صوابتر از موقعيتهايش در آن هنگام نيست .
بنابر اين ، شما را سفارش مىكنم كه پرهيزگارى نمائيد و خدا ترس باشيد و كوشا و قاطع و مقاوم . زيرا شما بر حق ( و بر راه اسلام ) هستيد و آن جماعت بر باطلند . » ( 2 )
داستان لعنت ابن عباس بر معاويه در روز عرفه و در اجتماع عمومى ، در همين جلد خواهد آمد .
61 - اين اشعار از علقمة بن عمرو است كه در جنگ صفين خوانده :
پسر « صخر » - يعنى معاويه - را حرمت و اعتبارى نيست كه
بواسطه اش ثواب خدا را بتوان اميد برد ، بلكه پشيمانى ببار خواهد آورد
اى كنيز زاده ! ترا آن رسيد كه بروز جنگ به كسى مىرسد كه
با قهرمانان و دلاوران رزمآور روبرو گردد
هامش
( 1 ) - جمهرة الخطب 1 / 151 .
( 2 ) - كتاب صفين 360 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 504 .