كه بر راه روشن روانيد و قرار داريد . . . » ( 1 )
اين جماعت چقدر به اصحاب حسن ظن دارند ! كاش حسن ظنشان منطقى و عقلائى مىبود ، اما چه مىتوان كرد كه تاريخ درست و راستگو بر خلاف تصورشان داستان دارد ، و سيرهء ثابت و مسلم اصحاب ، و فرمايشات پيامبر ( ص ) كه مورد قبول امت اسلام قرار گرفته و ائمهء حديث در « صحيح » ها و « مسند » ها ثبت و ضبط كردهاند حقيقت را روشن گردانيده و تصور آن جماعت را بر باد داده است و ما ، پاره اى از آن احاديث و فرمايشات و سيرهء تاريخى را در جلد سوم نوشتيم و ياد آور شديم .
اصحاب - كه آن جماعت مدعيند فرمايش و دستور پيامبر ( ص ) را اگر شنيده بودند به اجرا مىگذاشتند - يا برجسته ترين و زبدهء ايشان مگر فرمان رسول اكرم ( ص ) را دائر بر قتل « ذو الثدية » - پس از آن كه شخص او را به ايشان نشان داده و اطلاع داده كه چه منويات تبهكارانه اى دارد و خود آن شخص اعتراف كرد به اجرا در آوردند ؟ ! مگر در حضور پيامبر ( ص ) و با وجودش سر از فرمانش نپيچيدند و دستورش را پشت گوش نيافكندند ؟ ! ( 2 ) مگر به اين دستورش - كه براى آن جماعت به صحت و ثبوت پيوسته است - عمل كردند ، به اين دستور كه « هر گاه براى دو خليفه بيعت گرفته شد ، نفر دومى را بكشيد » ؟ ! يا به اين فرمانش كه « هر كس خواست كار اين امت را در حالى كه متحد است به پراكندگى كشاند ، هر كه مىخواهد باشد او را با شمشير بزنيد » ؟ ! يا اين فرمان كه هر گاه ديگرى آمده با آن امام به كشمكش پرداخت ، گردن اين دومى را بزنيد « ؟ ! و ديگر فرمانها كه در احاديث » صحيح « آمده است و برخى را در همين جلد نوشتيم ؟ !
10 - از طريق زيد بن ارقم و عبادة بن صامت ، روايتى آمده است منسوب به پيامبر ( ص ) كه « هر گاه معاويه و عمرو بن عاص را در حال اجتماع يافتيد ، آنها را از هم بپراكنيد ، زيرا آن دو براى كار خير گرد هم نمىآيند » ( 3 )
11 - روايتى است منسوب به پيامبر ( ص ) كه مىفرمايد : « از اين راه مردى
هامش
( 1 ) - تطهير الجنان ، حاشيهء صواعق المحرقه ، 60 .
( 2 ) - رك : غدير 8 .
( 3 ) - رك : غدير 2 .