نمايد و اين اتهام را به زبان آورد ( 1 ) . همين روايت معرف رجال سند خويش است و خردمند به هيچوجه به كسانى كه چنين دروغى روايت و نقل كردهاند اعتماد نخواهد كرد . اكنون اشاره اى به راويان مذكور مىنمائيم :
الف - ابو طالب عشارى - محمد بن على بن فتح :
ذهبى در « ميزان الاعتدال » رواياتى از او ذكر كرده و آنها را جعلى خوانده است و گفته : خدا روى جاعلش را سياه كند . و محدثان بغداد را بايد نكوهش كرد كه گذاشتهاند عشارى چنين اباطيلى را روايت كند . همچنين پس از ذكر اين كه خطيب بغدادى او را « ثقه » شمرده مىگويد : حجت نيست ( 2 ) .
ب - ابو الحسن بردعى :
خطيب بغدادى مىنويسد : از او حديث نوشتهام و رواياتش قابل تأمل و ترديد است هر چند مقدار زيادى روايت ننموده است ( 3 ) .
ج - ابو الحبيش فقيه :
مجهولى است كه او را نشناختهاند .
د - صدقه :
مجهولى است كه از او به نيكى ياد نگشته و نه نيكرفتارى .
ه - عمر بن ليث :
مجهولى ناشناس است .
و - محمد بن جعفر كه همان مدائنى است .
احمد در باره اش مىگويد : از او حديث شنيده ، اما هرگز روايت نكردهام و هرگز چيزى از او روايت نخواهم كرد . عقيلى وى را در رديف راويان « ضعيف » آورده و نظر احمد حنبل را در باره اش نوشته است . ابن قانع مىگويد : « ضعيف » است . ابن عبد البر مىگويد : به نزد اساتيد علم حديث ، « قوى » شمرده نمىشود .
هامش
( 1 ) - لسان الميزان 5 / 10 .
( 2 ) - رك : ميزان الاعتدال 2 / 107 .
( 3 ) - تاريخ بغداد 2 / 253 .