چنان كنيم . چنان كه در خطبهء بيان و خطبههاى ديگر حضرت آدم اولياء الله امير المؤمنين ( ع ) آمده است .
تقدير به يك ناقه نشانيد دو محمل
طغراى حدوث تو و سلماى قدم را
و اين مطلب را شيخ رضوان الله عليه در قطعه اى چنين بيان فرمود :
حقيقة الحق لا تحدّ
و باطن الربّ لا يعدّ
حقيقت حق را نمىشود محدود كرد . و باطن رب به شمار در نمىآيد
فباطن لا يكاد يخفى
و ظاهر لا يكاد يبدو
باطنى كه نمىشود گفت پوشيده است . و ظاهرى كه آشكار نمىشود
فإن يكن باطنا فحق
و إن يكن ظاهرا فعبد
پس اگر باطن باشد حق است . و اگر ظاهر باشد عبد است و قد علمت نشأة رتبته و هي المجموع الذي به استحق الخلافة .
و همانا نشئه رتبت آدم را دانستى كه آن نشئهء مجموعى بود كه بدان سزاوار خلافت شد .
اينكه به مجموع سزاوار خلافت شد براى اين است كه به نشئهء روحانيه اش از خداى متعال گيرنده است و به نشئه جسمانيه اش به خلق رساننده و به مجموع اين دو ، دولت او تام و مرتبه اش كامل مىشود .
فآدم هو النفس الواحدة التي خلق منها هذا النوع الإنساني .
پس آدم ابو البشر نفس واحده اى است كه اين نوع انسانى در دار وجود از او خلق شده است .
در سلسلهء طولى آدم در حقيقت نفس واحدة است و عقل اول است كه آن عقل اول روح محمدى است در حقيقت كه در اين نشئهء عنصريه ظاهر شده و رسول الله فرمود : « أول ما خلق الله نوري » كه اين نوع انسانى بلكه جميع انواع مخلوق از اين نور ( كه عقل اول است و روح محمدى است و نفس واحدة است و آدم نشئهء اول دار وجود است ) آفريده شدند . نيز رسول الله فرمود :
« كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » ( وقتى آدم بين آب و گل بود من پيغمبر