ز احمد تا احد يك ميم فرق است
جهانى اندر اين يك ميم غرق است
پس اگر انيّت از عالم گرفته شود عالم منهدم مىشود و به اين معنى حسين بن منصور حلاج اشاره كرده است به قول خود :
بيني و بينك إنِّيِّي ينازعني
فارفع بلطفك إنِّيِّي من البين
يعنى ميان من و تو انيّت من با من در جنگ است به لطف خود انيّت مرا از ميان بردار .
توضيح اينكه اين گفتار حلاج در مقام سرّ است كه عارف در اين مقام سرّ الهى را در همه موجودات مشاهده مىكند و شرح آن مبتنى است به بيان هفت إقليم يا هفت شهر عشق يا هفت آسمان رفيع كه از مراحل و عوالم نفساند كه :
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم
مراحل و عوالم نفس
آنها عبارتند از : 1 - طبع 2 - نفس 3 - قلب 4 - روح 5 - سرّ 6 - خفىّ 7 - اخفى .
( 1 ) طبع : عبارت است از قواى طبيعى كه مرحلهء نازله حقيقت انسانى است يعنى قواى نباتى و آثار و افعال آن ، چون اكل و شرب و امثال آنها كه خلاصه در اين مرتبهء طبيعت ، بدن در مقام حيات نباتى است .
( 2 ) نفس : بالاتر از مرتبهء طبع است كه عبارت است از قواى حيوانى و إدراكات حس و خيال و وهم ، خلاصه مقام و مرتبهء حيات حيوانى .
( 3 ) قلب : كه توجه به عالم غيب است و ليكن آميخته است با نظر به عالم شهادت و اين مقام به مراتب از مقام نفس عالىتر و برتر است .
( 4 ) روح : كه آن مرتبه و مقام نفس ناطقه است كه از چنگ قواى بدن و آثار طبع و نفس به كلَّى مستخلص شده و به روحانيون عالم قدس پيوسته است .
( 5 ) سرّ : در اين مقام است كه عارف به معرفت حق و جمال الهى آشنا و بينا مىشود و سرّ الهى را در همهء موجودات مشاهده مىكند و به زبان ذات مىگويد : « ما رأيت شيئا الَّا و رأيت الله فيه » و به قول عارف عريان :
به صحرا بنگرم صحرا تُ وينم
به دريا بنگرم دريا تُ وينم
به هر جا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تُ وينم
كه در اين مقام سرّ ، اين و آن ، دريا و صحرا هنوز مشاهدند و گفتار حلاج از شعر فوق