* ( وَكَتَبْنا لَه في الأَلْواحِ من كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً ) * ( اعراف : 145 ) كه تقريبا اين آيه با كريمهء * ( إِنَّا أَنْزَلْناه في لَيْلَةِ الْقَدْرِ ) * برابرى مىكند .
و ديگر به كثرت امتش چنان كه در حديث عرض آمده است . « 1 »
در حديث قيامت در حال عرض امتها بر رسول الله اخبار فرمود كه امت هيچ نبيي از انبيا را اكثر از امت موسى عليه السلام نديده است .
و از آن جمله اين كه رسول الله ( ص ) فرمود : مرا بر موسى تفضيل ندهيد . چه اينكه مردم در قيامت كبرى بيهوش مىشوند ، پس من اول كسى هستم كه به افاقه مىآيم كه ناگهان در آن هنگام موسى عليه السلام را مىبينم كه قائمهء عرش را گرفته است . نمىدانم به صعقهء طور جزا داده شد يا از كسانى است كه خداوند استثنا فرمود . « 2 »
آن كه رسول الله ( ص ) فرمود نمىدانم آيا موسى به صعقهء طور جزا داده شد اشاره به حقيقتى دارد كه از اسرار سير سرنوشت و مكافات و مجازات انسان است . چنان كه در كافى روايت است كه از حضرت امير عليه السلام سؤال شد ، آيا كسانى كه در اين دنيا بلايا و مصايب و سختىها ديدهاند ، باز هم در آخرت امثال آنها را مىچشند ؟ امير عليه السلام در جواب فرمود : خداوند كريمتر از آن است كه بندهء خود را دو بار عذاب نمايد و امام نهم عليه السلام فرموده است : مردمى كه مصايب و بلاها در اين نشئه ديدهاند چون در آن نشئه مقاماتشان را كه خداوند در ازاى مصايبشان به آنان عطا فرمايد ديدند درخواست رجعت به دنيا مىنمايند تا مثل آن بلاها و سختىها را باز بچشند و چنين مقاماتى را به دست آورند . غرض اينكه در حديث شريف فرمود : چون موساى كليم در طور يك بار صعقه ديد : * ( وَخَرَّ مُوسى صَعِقاً ) * ( اعراف : 143 ) خداوند اكرم از آن است كه بنده اش را دو بار به صعقه مبتلا سازد و مراد از استثنا آن است كه خداوند در آيه صعق فرمود : * ( إِلَّا من شاءَ الله ) * .
و نيز موساى كليم به كمالات ديگرى اختصاص دارد كه هر كس در قصهء او در قرآن تأمل نمايد بر وى ظاهر مىگردد . « 3 »
اين بود كلام قيصرى در مقام ، كه با توضيحات و اشاراتى في الجملة بيان داشتيم . به
هامش
« 1 » - شرح فصوص قيصرى ، ص 445 .
« 2 » - شرح فصوص قيصرى ، ص 445 .
« 3 » همان مأخذ .