تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
و خداوند به نفس ناطقه نعيم روحانى را در عين جحيم جسمانى روزى نموده است . نيز مقارنهء كلمهء يونسى با حكمت نفسى از مناسبات ديگر بين نفس و يونس است . حوت رحم ، نطفهء مشتمل بر روحانيت نفسى را كه انوار آن مجرد است مىبلعد و در ظلمات ثلاثى كه يكى رحم و ديگر مشيمه و ديگر پوست نازكى است كه جنين در آن قرار مىگيرد جاى مىدهد و نيز از جهات ديگر مناسباتى است كه راسخون در علم مىدانند . * ( لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ من الظَّالِمِينَ ) * ذكر يونسى است و در اين فص از ذكر و ذاكر و مذكور سخن مىگويد .
اعلم أن هذه النشأة الإنسانية بكمالها روحا و جسما و نفسا خلقها الله على صورته ، فلا يتولَّى حلّ نظامها إلَّا من خلقها ، إمّا بيده - و ليس إلَّا ذلك - أو بأمره . بدان خداوند اين نشئهء انسانيه را به كمال و تمامش از حيث روح و جسم و نفس بر صورت خود آفريده است . پس كسى نمىتواند حل نظام اين نشئه انسانى را متولَّى و مباشر گردد مگر آن كس كه او را خلق كرده و آن حق سبحانه است ( خلق ، نقش خداوند متعالند ، نقش او را حق ندارى به هم بزنى و ضايع كنى مگر جايى كه خود نقاش فرمان داده باشد . مثل اجراى حدود و نحو آن ) . و حل نظام نشئهء انسانى نيست مگر به دست او يا به امر او . كه * ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) * ( زمر : 42 ) اين آيه مشعر است كه بدون واسطهء امر تكليفى تشريعى است و آن جا كه به امر اوست به واسطهء امر تكليفى تشريعى است . و من تولَّاها به غير أمر الله فقد ظلم نفسه و تعدّى حدّ الله فيها و سعى في خراب ما أمره الله بعمارته . و هر كس به غير از امر الهى متولى حل نظام اين نشئهء انسانى گردد به نفس خود ظلم كرده است . چنان كه فرمود : * ( وَمن يَتَعَدَّ حُدُودَ الله فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَه ) * ( بقره : 229 ) و از حد الهى تجاوز كرده است . در خراب كردن چيزى سعى كرده كه خداوند به امارتش امر فرمود . و أعلم أن الشفقة على عباد الله أحقّ بالرعاية من الغيرة في الله . بدان كه شفقت بر بندگان خدا به رعايت نمودن سزاوارتر است از غيرت در خداوند .