13 . فصّ حكمة ملكيّة في كلمة لوطيّة
الملك الشّدة و المليك الشّديد : يقال ملكت العجين إذا شددت عجنه قال قيس بن الخطيم يصف طعنة :
ملكت بها كفي فانهرت فتقها
يرى قائم من دونها ما وراءها
اى شددت بها كفّي يعني الطعنة .
ملك به معنى شدت است و مليك يعنى شديد . عرب گويد : « ملكت العجين » يعنى نيك خمير كردم . قيس بن الخطيم در وصف طعنه ( زخم نيزه ) گويد :
چنان به شدت نيزه را در دست گرفتم ( كفم را بدان تملك دادم ) و طعنه زده فتق آن ( يعنى گشادگى آن ) را وسعت دادم كه كسى كه در پيش آن طعنه ايستاده بود ما وراى آن را مىديد .
لوط عليه السلام در قوم خود ضعيف بود و آنان قوى ، از جناب لوط آن چه را از سوى خدا بر ايشان آورده بود نمىپذيرفتند و به سبب اشتغال به شهوت بهيميه و انهماك در امور طبيعيه در زمين فساد مىكردند تا اينكه لوط عليه السلام گفت : * ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * . « 1 »
فهو قول الله تعالى عن لوط عليه السلام * ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * و ملك مفسر به شدت از قول خداى تعالى از لسان لوط مستفاد است كه گفت : * ( لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ ) * . ( هود : 80 ) .
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، ص 289 ، ستون دوم .