تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧

12 . فصّ حكمة قلبيّة في كلمة شعيبيّة

علامه قيصرى گويد : قلب بر نفس ناطقه اطلاق مىشود آن گاه كه معانى كليه و جزئيه را هر گاه بخواهد مشاهده مىكند و اين مرتبهء نفس ناطقه ، در نزد حكما عقل مستفاد ناميده مىشود و گاه قلب بر نفس ناطقهء كسى كه متصف به اخلاق حميده شد و آن اخلاق ملكهء او گرديد اطلاق مىشود . نفس ناطقه را قلب مىنامند ، چون بين عالم عقلى محض و عالم نفس منطبعه متقلب است و در وجوه پنجگانه اى كه نفس به سوى عوالم كليهء خمسه « 1 » دارد متقلب است . قلب اسماء الهيه را به نحو احديت جمع داراست و مر قلب راست ظهور آن اسماء كه حكم هر يك از آنها بر سبيل عدالت ظاهر مىشود . قلب برزخ « 2 » ظاهر و باطن است و از قلب فيض بر هر يك از آنها فايض مىشود . « 3 » و قلب صورت مرتبهء الهيه است چنان كه روح صورت مرتبهء احديت « 4 » است . از اين روى قلب وسعت هر چيز حتى حق را داراست و چون قلب كثير الشعب و نتايج است و شعيب نتيجه‌هاى بسيار و اولاد كثير داشت
هامش
« 1 » عوالم كليهء خمسه : ( 1 ) - معانى يا اعيان ثابته ( 2 ) - عالم أرواح ( عالم امر ) ( 3 ) - عالم مثال ( 4 ) - عالم شهادت ( 5 ) - عالم انسان كامل كه داراى همهء عوالم مذكور نيز هست . « 2 » برزخى در حد مشترك بين لاهوت و ناسوت است . « 3 » قواى بدن ، عالم نفس ناطقه‌اند تحت تدبير نفس ناطقه‌اند مرحوم نفس ناطقه‌اند و راحم نفس ناطقه است در عين حال نفس ناطقه است كه مرحوم است زيرا نفس ناطقه است كه سارى در قوا بلكه حقيقت قواى بدن مىباشد . « 4 » كه مقام جمع است .