تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
زيرا كه انسان تا منقاد احكام الله ظاهرا و باطنا نشد و به انجام اوامر و پذيرفتن نواهى عادت نكرد و اعتقاد به جزاى اعمال حاصل نكرد و به روز جزا تصديق حاصل نكرد كه حق و ثواب دهندهء نيكو كاران و عقاب كنندهء كافران و گناهكاران است مؤمن به حق و به نبىّ حق نيست پس دين به حسب شرع جامع معانى سه گانه مذكور است . و دين يا از حضرت جمع الهى صادر مىشود به واسطهء إرسال انبيا عليهم السلام و يا از حضرت تفصيل صادر مىشود . اول ، كه از حضرت جمع است دينى است كه خداى تعالى او را برگزيد و آن را به انبيا اعطا فرمود و آنها را به دين آشنايى داد و باقى مؤمنان را به دين آشنايى داد به واسطهء انبيا به اين تعريف دين و تبليغ رسالت و تبيين دين ، حجت خدا بر خلقش شده‌اند . دوم ( كه از حضرت تفصيل است ) دينى است كه مهتدون به نور حق و متفكرون در عالم امر و خلق بر نفوسشان تكليف كرده‌اند به تكاليفى از جانب خودشان ، و اين كار براى آن است كه چون مقام عبوديتشان و مقام ربوبيت حق ايشان را شناختند شناختنى كه به سبب انوارى از باطن خالصشان لمعان كرد و از اسرار پاكشان لايح شد نفوسشان را تكليف كردند به عبوديت براى شكر نعمتهاى پروردگارى كه ايشان را خلق كرد و هدايت فرمود چنان كه خداى متعال فرمود : * ( وَرَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ الله فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ) * ( حديد : 27 ) يعنى رهبانيتى كه سنت كرده‌اند بر آنها واجب نكرديم مگر جستن رضوان الله را پس آنها رعايت آن ( رهبانيت ) نكردند آن چنان كه بايد رعايت كنند . پس ما كسانى را كه به آن رهبانيت ايمان آوردند اجرشان را داديم و بسيارى از مردم كه به آن عمل نكردند و به آن چه كه شرع خدا به لسان انبيا در حق ايشان آمده نيز عمل نكردند فاسقند يعنى خارجند از انجام تكاليف دينية . « 1 » فالدين الذي عند الله هو الذي اصطفاه الله و أعطاه الرتبة العلية على دين الخلق فقال
هامش
« 1 » شرح فصوص قيصرى ، صص 215 و 216 .