فصّ حكمة مهيّميّة في كلمة إبراهيميّة
مهيّم مشتق از هيمان است و هيمان از افراط عشق است و عشق از افراط محبت .
هيمان يعنى شوريده شدن ، شيفته شدن و سرگشته شدن از عشق . « 1 » محبت است كه اصل و سبب ايجاد است چنان كه حق فرمود : « كنت كنزا مخفيا و أحببت ان اعرف . »
قيصرى فرمايد :
محبت از تجليات وارده از حضرت جمال مطلق است و هيمان تجليات وارده از جلال است كه بر ملائكهء مهيّميّه و مجذوبين از انسانها وارد مىشود و هر يك از كمل محبوبان نيز نصيبى از هيمان دارند يا در بدايت امورشان چون جذبهء قبل از سلوك و يا در انتهاى امورشان چون جذبهء بعد از سلوك كه بدان جذبه به مقصد أسنى « 2 » مىپيوندند و در حكم ملائكهء مهيمين داخل مىشوند . « 3 »
إنّما سمّي الخليل خليلا لتخلله و حصره جميع ما اتصفت به الذات الإلهية . قال الشاعر :
همانا خليل ، خليل ناميده شد از جهت تخلل « 4 » و حصرش « 5 » جميع آن چه را كه ذات الهيه به آن متصف بود . شاعر گويد :
هامش
« 1 » مراتب گرايش : ( 1 ) ركون ، ( 2 ) ميل ، ( 3 ) محبت ، ( 4 ) عشق ، ( 5 ) هيمان كه شوريده شدن و شيفته شدن و سرگشته شدن است .
« 2 » سنى يعنى روشنايى و والايى . مقصد أسنى ، مرتبهء خيلى بالا .
« 3 » شرح فصوص قيصرى ، صص 168 ، 169 .
« 4 » - تخلل يعنى سريان و حصر يعنى حاوى و شامل بودن و ذات الهيه مقام اتصاف ذات به اسما و صفات است كه بعد از مقام احديت مىباشد .
« 5 » - تخلل يعنى سريان و حصر يعنى حاوى و شامل بودن و ذات الهيه مقام اتصاف ذات به اسما و صفات است كه بعد از مقام احديت مىباشد .