على قلوب الكلم
همه كلمه هستند ، همه كتاب هستند ، در آيات و روايات از انسان به ميزان ، كتاب و كلمه تعبير شده است . انسان كامل از آن طرف كه جامع اسماء و صفات و مظاهر كونيه است فقير است ، عبد است ، محتاج است و دستش به گدايى بلند است . و از آن طرف كه جنبهء ملكوتى دارد كلمه است ، مصطفى است ، مجتبى است ، يد الله است ، عين الله است .
من اين طورم ، من آن طورم از زبان ائمه ( ع ) كه هرگز در مقام خود ستايى نيستند و در مقام بيان حقيقت هستند . از اين باب است . از جنبهء خلقىشان ، تضرع و زارى دارند و از جنبهء ملكوتيشان خبر از كمالات خود مىدهند : و الله ما قلعت باب خيبر بقوّة جسدانية لكن بقوّة الهية .
تقدير به يك ناقه نشانيد دو محمل
طغراى حدوث تو و سلماى قدم را
انسان هم جنبهء حدوثى دارد و از آن طرف از عالم إله جنبهء قدمي دارد هم آن جايى است و هم اينجايى . تا اينجايى است گريه و زارى دارد و وقتى آن جايى است خبرها مىدهد .
همه كلمه هستند . به قول شيخ شبسترى :
به نزد آن كه جانش در تجلَّاست
همه عالم كتاب حق تعالىست
عرض اعراب و جوهر چون حروف است
مراتب همچو آيات وقوف است
از او هر عالمى يك سورهء خاص
يكى شد فاتحه و آن ديگر إخلاص
قلب در چند جاى قرآن تعريف شده است . جبرئيل قرآن را به قلب پيغمبر نازل كرد .
وحى مربوط به قلب است ، الهامات و خوابهاى شيرين و وحىهايى كه مىشود مربوط به قلب است . چه وحى تشريعى كه مخصوص پيغمبر است و چه وحى الهامى كه به غير پيغمبر مىرسد . چه در خواب و چه در بيدارى ، همه مربوط به قلب انسان است . « 1 »
دل مستعد وحى الهامى مىگيرد ، حقايق را مىبيند ، سير مىكند ، حقايق آيات و روايات را مىبيند . اينكه پيغمبر بشود و شريعت بياورد نمىشود . كسانى كه يافتند حرفها زدند ، كتابها نوشتند . ما بيچارهايم ، حقايق را نفهميديم ، آنها كه يافتند خبرها مىدهند ، حرفها مىزنند و درست هم هست . خلاصه بايد همه را از قلب خود بخواهيم .
هامش
« 1 » نكته : وحى تشريعى به رحلت حضرت خاتم ( ص ) ختم شد و وحى الهامى براى هر مستعدى در صورت عدم موانع حتم است .