17 - دانشمند ابو الحسن ابن مغازلى در گذشته در سال 483 در « مناقب برجستگىها » از زبان ابوهريره حديث را بازگو مىكند .
18 - حافظ ابو عبد اللَّه فراوى در گذشته در سال 530 كه گنجى در « كفاية بسندگى » حديث را از راه وى آورده است .
19 - برترين سخنوران خوارزم در گذشته در سال 568 در « مناقب » - ص 73 - از راه دو حافظ - بيهقى و حاكم - حديث را ياد كرده است .
20 - حافظ ابو الفرج ابن جوزى در گذشته در سال 597 در « صفة الصفوة منش برگزيده » - ج 1 ص 119 - حديث را آورده است .
21 - حافظ رضى الدين ابو الخير حاكمى در لابلاى چهل حديث ( اربعين ) كه از برترىهاى على - درود بر او - گرد آورده اين يكى را نيز نگاشته است .
22 - حافظ ابو عبد اللَّه - ابن النجار - كه در سال 643 در گذشته بر بنياد آنچه در « كفايه » آمده - از بازگو گران اين حديث است .
23 - ابو سالم ابن طلحه ى شافعى كه در سال 652 در گذشته در ص 12 از « مطالب السئول خواستههاى خواهندگان » اين حديث را ياد كرده است .
24 - ابو المظفر يوسف - دخترزاده ى ابن جوزى - كه در سال 654 در گذشته در ص 17 از « تذكره يادنامه » اين حديث را آورده است .
25 - حافظ ابو عبد اللَّه كنجى كه در سال 658 در گذشته در ص 128 از « كفايه » آن را آورده و گفته : حاكم و بيهقى آن را گزارش كردهاند و خود حديثى نيكو است ( 1 ) كه در ميان خداوندان گزارشها به استوارى شناخته شده است .
26 - حافظ صالحانى به گفتهء « تاريخ الخميس » از گزارشگران اين حديث است .
هامش
( 1 ) حديثى را گويند كه ميانجىهاى گزارش آن همگى وابسته به آئين راستين و پذيرفته بوده ولى درستكار بودن برخى يا همه ى آنان روشن نباشد .