سخن نگارنده
به نام خداوند بخشايشگر مهربان
آرزوئى برآمده و سپاسى پيوسته
ما اميدوار بوديم كه بزرگان توده و استادان فرهنگ پرور ؛ اين كتاب را با ديدى بىآلايش بنگرند كه از انگيزههاى كينتوزى بر كنار و از وابستگىها و جهتگيرىها به دور باشد تا به آسانى بتوانيم سخن يكديگر را دريابيم و آمادهء آن گرديم كه حقيقت - يا همان گمشدهء بازيافته - را بپذيريم و براى رسيدن به آشتى و سازش دلخواه از نزديكترين راه در آئيم و به استوارترين دست افزارها چنگ بزنيم زيرا من ( خدا گواه است ) جز آشكار كردن حق - و خواندن مردم به سوى آن - خواستى نداشتم .
آنچه را هم خوانندگان ، درشتى در گفتار مىپندارند ( به حيات خداوندى سوگند ) تنها صراحت و تونائى در روشنگرى است ، نه سرسختى در بگو مگو .
چنانچه سخنسراى اهرام و استاد ادبيات و جامعه شناسى در دانشكدهء پليس در قاهره - محمد عبد الغنى حسن مصرى - نيز اين هدف را در كار ما شناخته و آن را - در چكامه اى كه كتاب ما را مىستايد و منش نگارنده را باز مىنمايد - واگو مىكند :
« خوى و سرشت او نرم و آشتى جويانه است
ولى پاى نبرد كه به ميان آيد به سرسختى مىگرايد