تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
اين بود گوشهء ناچيزى از بافته‌هاى ابن تيميه اگر بخواهيم همهء آنچه در منهاج بدعتش ( بجاى سنتش ) از گمراهيها دروغها ، زورگوئيها و نسبتهاى ناروايش آورده بشماريم بايد تمام مجلداتش را استنساخ كنيم و چهار مجلد ديگر در ردّش بنويسيم . من بيانى كه بتواند حقيقت اين مرد را نشان دهد و او را بجامعهء علمى معرفى كند ، پيدا نكردم تنها به كلامى از حافظ ابن حجر در كتابش الفتاوى الحديثيّة 86 ، اكتفا مىكنم . او گويد : ابن تيميه بنده اى است كه خدا او را ترك گفته ، و گمراهش ، كورش ، و كرش ساخته و ذليلش كرده است ائمه اهل سنت كه بيان فساد احوال ، و كذب اقوالش را نموده‌اند به ترتيبى كه ذكر شد او را معرفى كرده‌اند . كسى كه بخواهد از اقوالشان با خبر شود بايد كلام امام و مجتهدى كه امامت ، جلالت شأن و مرتبهء اجتهادش ، مورد اتفاق همگان است يعنى ابو الحسن سبكى و كلام فرزندش تاج ، و كلام شيخ الامام عزّ بن جماعة و كلام معاصرانشان و ديگر علماى از شافعيان ، مالكيان و حنفيان را دربارهء او مطالعه كند تا بداند او اعتراضاتش را بر صوفيان متأخر محدود نكرده ، بلكه حتى بر مثل عمر بن الخطاب و على بن ابى طالب ( رضى اللَّه عنهما ) ، اعتراض نموده است . حاصل اينكه : براى سخنان او وزنى نيست . عقيده عموم بر آنست كه او اهل بدعت است ، گمراه و گمراه كننده و غالى است خداى با عدلش با او رفتار كند و ما را از طريقه و عقيده و كارهايش در امان دارد ، آمين . ( تا آنجا كه گويد ) او قائل به جهت ( براى خدا ) است و در اثباتش يك جلد كتاب نوشته است ، لازمهء اين مذهب ، عقيدهء به جسميت و محاذات و استقرار خدا است . بلى ، شايد او در بعض اوقات به اين لوازم تصريح كرده باشد كه نسبتش را