ما و رسول خدائى و ما گواهيم كه خير خواهى كردى و آشكارا ، احكام حق را بيان فرمودى . فرمود : پس از من اين على مولاى شما است و من به اين امر مأموريت حتمى يافتهام . بنابر اين در گروه وى و از ياورانش باشيد .
او از همهء شما نيكوكارتر و دانشمندتر است و نخستين كس است كه به خدا ايمان آورد .
او را با من همان نسبت و منزلت است كه هارون را ، با موسي بن عمران بود .
« غديريهء » 20
در چاشتگاهى جبرئيل بر پيغمبر فرود آمد و در حالى كه مردم شتابزده و تند در حركت بودند ، گفت : بايست ، و تبليغ ولايت كن كه اگر نكنى رسالت را بانجام نرسانده اى . پس او فرود آمد و ديگران نيز به زيز آمدند و منزل گرفتند ،
به جانب درختان در كنار غدير آمد و بر جهاز شتران ، ايستاد و آشكارا بانگ بر آورد و گفت :
هان ! اى كسانى كه من مولاى شمايم ، اين على پس از من سرور شما است .
پس اذعان كنيد .
سيه روزى به دوستش گفت : - و چه بدبختانى كه مىلغزند و به فتنه مىافتند - پيغمبر بازوان على را گرفته است و او را به فرمانى كه بر وى نازل نشده است ، مىستايد .
در دل چنين كسى گوئى اعتماد به پيغمبر نيست . شگفتا پس از كجا و چگونه ايمان آورده است .
« غديريهء » 21
مهر محض خود را به پاى وصى ريختم ، و به ديگرى جز على عشق نمىورزم .
پيغمبر مرا به دوستى او دعوت كرد ، و من دعوت او را اجابت كردم .
با دشمنان على ، دشمنم و خود او را دوست دارم و با دوستانش نيز دوستم .