امام ( ع ) گريست و سپس فرمود : هيچ كس نيست ، كه ذكر ( مصيبت ) ما كند و يا در نزد او از مصيبت ما ياد كنند و از ديدگانش سرشگى هر چند چون پر پشه اى بريزد ، مگر آنكه خداوند خانه اى براى او در بهشت مىسازد و آن اشك را سدّ راه او و آتش دوزخ كند . و چون به اين ابيات رسيدم كه :
من كان مسرورا بما مسّكم
او شامتا يوما من الآن
فقد ذللتم بعد عز فما
ادفع ضيما حين يغشاني
دستم را گرفت و گفت : بار خدايا ! گناهان گذشته و آيندهء كميت را بيامرز و چون به اينجا رسيدم كه :
كى حق در ميان شما به پا مىخيزد ؟
و مهدى شما كى قيام مىكند ؟
فرمود : به همين زودى انشاء اللَّه ، ديرى نپايد . سپس فرمود : اى ابا مستهل ! همانا قائم ما نهمين فرزند حسين است ، كه امامان پس از رسول خدا دوازده تناند و دوازدهمى قائم است . گفتم : سرور من اين 12 تن كيانند ؟ فرمود : اول آنها على بن ابى طالب ، و پس از او حسن و حسين و پس از حسين ، على بن الحسين و پس از او من و بعد از من اين و دستش را به دوش جعفر نهاد .
گفتم : پس از ايشان كيست ؟ فرمود : فرزندش موسى و بعد از موسى پسرش على و بعد از على پسرش محمّد و پس از محمّد ، پسرش على و بعد از على فرزندش حسن و او پدر ( امام ) قائم است كه خروج مىكند ، و دنيا را پر از عدل و داد مىنمايد همچنانكه پر از ظلم و جور شده است و شفا بخش دلهاى شيعيان مىشود .
گفتم : اى فرزند رسول خدا ! پس كى خروج مىكند ؟ فرمود : در اين باره از پيغمبر خدا ( ص ) پرسيدند ، فرمود : داستان او درست به رستاخيز مىماند كه جز به ناگهانى نيايد .
و در فضيلت كميت همين بس كه امام صادق را در مواقف شهود و در بهترين ايّام ديدند كه دستها را به دعا بلند كرد و گفت :