پيغمبرت خوددارى داشتند به راستى كه كميت از خود گذشتگى نشان داد و حقى را كه ديگران پنهان مىكردند ، او آشكار نمود پس وى را به نيكبختى زنده بدار و به شهادت بميران . مزد دنيائىاش را به وى بنما و بهترين پاداش را در آخرت براى وى ذخيره فرما كه ما از عهدهء پاداش او برنمىآئيم ، كميت گفت : بركت دعاى امام را پيوسته احساس مىكردم .
« محمّد بن كناسه » گفت : وقتى اين سخن كميت را براى هشام خواندند كه :
به دوستى آنان ( خاندان پيغمبر ع ) با بيگانگان ، خويشاوند و پسر عم شدم و از نزديكانى كه هر چه بيشتر آنها را متهم مىدانستم ، دورى گزيدم ( 1 ) .
به جايگاه شناخته شده اى روى آوردهام كه توان و تمسّكم به خداوند است .
گفت : اين رياكار خود را بكشتن داد ( 2 ) .
قصيدهء بائيهء هاشميات
طربت و ما شوقا الى البيض اطرب
و لا لعبا منّى و ذو الشّيب يلعب ( 3 )
« ابو الفرج » در صفحهء 124 « اغانى » به اسناد خود از « ابراهيم بن سعد اسعدى » آورده است كه گفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : پيغمبر ( ص ) خدا را در خواب ديدم فرمود : از كدام مردمى ؟ گفتم : از عرب ، فرمود : مىدانم ! از كدام عربى ؟
گفتم : از بنى اسد ، فرمود : از قبيلهء اسد بنى خزيمه اى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : هلالى هستى ؟
گفتم : آرى ، فرمود : كميت را مىشناسى ؟ گفتم : آرى ، اى رسول خدا ! او عموى من و از قبيلهء من است ، فرمود : شعرى از او به ياد دارى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : برايم بخوان « طربت و ما شوقا الى البيض اطرب » ؛ قصيده را خواندم تا به اين بيت رسيدم كه : مرا جز خاندان پيغمبر اوليائى ، و جز راه حق ، راهى نيست .
پيغمبر ( ص ) فرمود : چون صبح كردى ، به كميت سلام برسان و به او بگو
هامش
( 1 ) - اين دو بيت ابيات 80 و 85 قصيده است .
( 2 ) - اين دو بيت ابيات 80 و 85 قصيده است .
( 3 ) - ترجمه اين بيت ، پيش از اين ثبت افتاد .