و به بركت وجود وى غم و اندوهها را مىزدايد ، مسموع نيفتاد و من نيز به كنه صفات آنان نمىرسم ، جانهاى پاك شهيدانى است كه آرامگاهشان در دشت كربلا و به نزديك شط فرات در ميان دو نهر است .
حوادث روزگار اينها را پراكنده كرد ولى چنان كه مىبينى بارگاههائى پر بركت دارند الَّا آنكه مزار برخى از آنان در مدينه و در طول روزگاران غريب و بىآرايش مانده است . اينان كم زائرند و زيارت كنندگانى جز كفتاران و عقابان و هماها ندارند .
آرى دودمان رسول را هر روز آرامگاهها و گورهائى جدا از هم و پراكنده است ، حال آنكه بسيارى از آنان در حجاز و در بين مردم آن دلاورانى برگزيده از ميان اشراف بودند كه سختيهاى زمانه راهى به ساحتشان نداشت و شعلههاى فروزان جنگ دامنشان را نمىگرفت .
چون به قلب سپاهى مىزدند آتش نبرد و مرگ را به سر نيزه مىافروختند و در روز سرافرازى به محمّد ( ص ) و جبريل و قرآن و سورههاى آن مىباليدند .
اى سرزنشگر ! دست از ملامت من در محبت دودمان پيغمبر بردار چه ايشان پيوسته دوست و نقطهء اتّكاء منند و من آنها را به راهنمائى كار خود انتخاب كردهام زيرا آنها به هر حال بهترين نيكمردانند .
پروردگارا بر بينائى و باور من بيفزا و محبت ايشان را در گروه حسنات من افزون كن .
جانم فداى پير و جوانتان باد كه شما آزاد كنندگان بندگان و دهندگان ديهء آنهائيد .
من به مهر شما ، دوران را دوست مىدارم و دست از دودمان و دختران خود بر مىدارم و محبت خود را از بيم دشمن بدسگال و ناسازگار پوشيده مىدارم و اينك كه سختيهاى زمانه سراسر زندگيم را احاطه كرده است ، به امان و آسايش آخرت دل مىبندم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٤