مسمّى به « مرج البحرين » تصريح به اين نموده ، چه او اين حديث را باسناد خود به استادانش روايت نموده و در روايت مزبور چنين گفته : پس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود :
« من كنت وليّه و اولى به من نفسه ، فعليّ وليّه »
يعنى هر كس ، من وليّ اويم و اولى ( سزاوارتر ) به او هستم از خودش ، پس على عليه السّلام وليّ او است . پس دانسته شد كه تمام معاني بازگشت به معناى دهم ( اولى بالشيء ) دارد . و گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز :
« ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم »
نيز دلالت بر همين معنى دارد ، و اين ( حديث ) نصّ صريح است در اثبات امامت او ( على عليه السّلام ) و پذيرش طاعت او . . اه .
و ابن طلحهء شافعي در « مطالب السؤل » ص 16 تصريح نموده است كه طايفهء ( از علماء حديث ) لفظ ( مولى ) را در حديث ( غدير ) حمل بر ( اولى ) نمودهاند ، و نظير اين جملهها ( از اعترافات علماء ) قريبا نيز در محل خود ان شاء اللَّه به نظر شما خواهد رسيد .
قرينهء دوم - دنبالهء حديث است ، كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
« اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه »
در جملهء از طرق حديث بر فرمايش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله اين جملهها نيز افزوده شده :
« و انصر من نصره و اخذل من خذله »
يا جمله هائى كه متضمن همين معاني است ، و با ذكر گروههاى راويان كه قبلا ذكر نموديم ديگر موجبي براى تطويل باعادهء ذكر آنها نيست ، و ضمن كلمات رسيده پيرامون سند حديث در صفحات 214 - 243 بر شما ( خوانندهء عزيز ) گذشت اينكه صحيح دانستن عدّهء بسيارى از علما ، حديث ( غدير ) را مبتني بر مبناى مجموع حديث است با دنبالهء آن
« اللَّهمّ وال من والاه . . »
و با اين كيفيّت براى اهل تحقيق و بحث امكان خواهد داشت كه ذيل حديث مزبور را قرينهء مدّعى بداند بدلايل و وجوهيكه جز با معناى اولويّت اولويّتي كه ملازم با سمت امامت باشد ملتئم نخواهد بود .
وجوه و دلائل مزبور : اول : در آن زمان كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٣٤٢