خطاى در اعتقاد در هر چيزى كه از شريعت باشد و خطاى در فتوى در هر امرى كه باشد . . تمام شد .
بنابر اين : آيا ممكن است انكار حجيت كتاب عزيز خداوند ؟ يا نفى آنچه تلاوت نموديم از آن ؟ يا ممكن است احتمال داده شود كه اين حجّتهاى قاطع كلا بر اين مجتهدين ! پنهان مانده و حق بر آنها آشكار نشده ؟ ؟ ! و حجت بر آنها قائم نگشته ؟ يا اجتهاد و تأويل در اين نصوص نيز جريان يافته ؟ !
مضافا بر آنچه ذكر شد ، در اين زمينه نصوص ديگرى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هست درباره حرب با على عليه السّلام و سلم با او از جملهء آن نصوص : حديثى است كه حاكم در جلد 3 مستدرك ص 149 با دقت در طريق از زيد بن ارقم از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده كه آن جناب بعلى عليه السّلام و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام فرمود :
« انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم »
يعنى من با كسى كه شما بجنگيد در جنگم و با كسى كه شما مسالمت كنيد در حال سلم و آرامشم ، و ذهبى اين حديث را در تلخيص خود ذكر كرده و گنجى در « الكفايه » ص 189 از طريق طبرانى ، و خوارزمى در مناقب ص 90 و سيوطى در جمع الجوامع بطوريكه در جزء 6 ترتيبش ص 216 مذكور است از طريق ترمذى و ابن ماجه و ابن حبان و حاكم روايت نمودهاند ، و خطيب در جلد 7 تاريخش در ص 137 حديث مزبور را باسنادش از زيد بلفظ :
« انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم »
: يعنى من با كسى كه با شما بجنگد در جنگم ، و با كسى كه با شما مسالمت كند در سلم ميباشم ، آورده و حافظ ابن عساكر در جلد 4 تاريخش ص 316 آن را ذكر نموده ، و گنجى در « كفايه » ص 189 از طريق ترمذى ، و ابن حجر در « صواعق » ص 112 از طريق ترمذى و ابن ماجه و ابن حبان و حاكم ، و ابن صباغ مالكى در فصولش ص 11 و محب الدين در جلد 2 « الرياض » ص 189 ، و سيوطى در « جمع الجوامع » بطوريكه در جزء 7 ترتيبش ص 102 مذكور است از طريق ابن ابى شيبه و ترمذى و طبرانى و حاكم ، و ضياء مقدسى در مختاره اش - روايت نمودهاند . [ زيادتى چاپ دوم : و ابن
الغدير ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٢٨٢