مذكوره را بكر بن حمّاد تا هرتى ثبت نموده ، و نامبرده از اهل قيروان بوده و در زمان بخارى ميزيسته و جواب داده ( 1 ) از آن اشعار ( عمران ) سيد حميرى شاعر مشهور شيعه و اين اشعار در ديوان او است . اه -
و در جلد 2 « استيعاب » ص 472 : ابو بكر بن حماد تاهرتى ثبت شده . و اشعاريهم از او در سوگوارى امير المؤمنين عليه السّلام ذكر نموده كه با اين بيت آغاز مىشود :
و هزّ علىّ بالعراقين لحية
مصيبتها جلَّت على كلّ مسلم
يعنى على عليه السّلام به حركت آورد در بصره و كوفه محاسنى كه مصيبت آن بهر مسلمانى سخت گرديد .
و محمّد بن احمد طبيب ( 2 ) در مقام رد بر عمران بن حطان گويد :
يا ضربة من غدور صار ضاربها
اشقى البرية عند اللَّه انسانا
اذا تفكَّرت فيه ظلت العنه
و العن الكلب عمران بن حطانا
يعنى چه ضربتى بود كه از مردى بسيار مكار سر زد و زنندهء آن بدان سبب در نزد خداوند پليدترين خلق گرديد ! هر زمان كه من در آن انديشه مينمايم او را لعن ميكنم و لعن ميكنم آن سگ ( عمران بن حطَّان ) را ] .
مضافا بر آنچه ذكر شد ، اقدام امام مجتبى عليه السّلام بكشتن ابن ملجم در حضور گروه مسلمين كه از صحابه و تابعين در آنميان بودند و اين اقدام را شايسته و صحيح تلقى نمودند و حتى هر يك از آنها دوست ميداشت كه او مباشر كشتن آن پليد باشد اين جهات ما را دلالت مىكند بسوى اين حقيقت كه : اين عمل ( جنايت بزرگ ) آن لعين از امورى نبوده كه اجتهاد در آن راه داشته باشد ، تا چه رسد باينكه اجتهاد اين عمل را نيكو شمرد ؟ ! اجتهاد در چنين مورد بر فرض وجود آن اجتهاد در برابر
هامش
( 1 ) در متن كتاب اجازه ثبت شده ولى مسلما اشتباه است .
( 2 ) آن دو بيت در كامل مبرد جلد 3 ص 90 طبع محمد بن على صبيح و اولادش ثبت شده ولى مخفى نماند كه از اصل كتاب نيست .