( تأليف نمودى ) ؟ گفت اين كتاب را تنظيم نمودم تا هنگام اختلاف مردم در سنّت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پيشواى آنها باشد و براى رفع و حلّ اختلاف بدان مراجعه نمايند . و نيز از قول ابو موسى مدينى گويد : حديث را ( احمد - در مسند ) نياورده مگر از كسى كه صدق و ديانت او در نزد او به ثبوت رسيده باشد نه از آنهائى كه امانتشان مورد نكوهش و طعن است و ( نيز ) ابو موسى گويد : از جمله دلائل بر اينكه آنچه امام احمد در كتاب خود قرار داده از حيث سند و متن در آن احتياط نموده و جز آنچه كه سند آن صحيح بوده در كتاب خود وارد ننموده اينست كه . .
سپس دليل اين مدعاى خود را ذكر نموده ( بطور خلاصه پايان يافت ) و گوئى آنكس كه اين عقيده را دربارهء احمد و مسندش دارد بسخن حافظ جزرى ( شرح حال او در ج 1 ص 209 ذكر شده ) واقف نشده كه در قصيدهء كه بدان امام احمد و مسند او را توصيف و ستايش نموده و قصيدهء مزبور را در « المصعد الاحمد فى ختم مسند احمد » ص 45 ذكر و ثبت كرده ، از جمله چنين سروده :
و انّ كتاب المسند البحر للرضى
فتى حنبل للدين أيّة ( 1 ) مسند
حوى من حديث المصطفى كل جوهر
و جمّع فيه كل درّ منضد
فما من صحيح كالبخارى جامعا
و لا مسند يلفى كمسند احمد
( 2 )
و اينست حافظ سيوطى ، در ديباچه كتاب « جمع الجوامع » ( بطوريكه در جلد 1 كنز العمال ص 3 مذكور است ) گويد : و هر چه ( از احاديث ) در مسند
هامش
( 1 ) بعقيدهء اينجانب ( آقاى سينا ) كلمهء ( أية ) در شعر اشتباهست بدليل اينكه كلمهء ( اى ) هميشه براى نكره صفت واقع مىشود مانند جائنى رجل اى رجل و در اينجا موصوف يعنى كتاب المسند معرفه است و علاوه چون مذكر است بايد اى مسند باشد نه اية كه در مؤنث آورده مىشود و گويا صحيحش ( آيهء ) است بمعنى نشانه .
( 2 ) ترجمه - و همانا كتاب « مسند » بمانند دريا تأليف فرزند پسنديده و برومند حنبل براى دين چگونه مسندى است كه از سخنان پيامبر برگزيده صلى اللَّه عليه و آله هر گونه گوهر ( تابناكى ) را در بر گرفته و هر در سفته و منظمى را در خود جمع نموده ، پس هيچ صحيحى مانند صحيح بخارى جامع نيست و هيچ مسندى چون مسند احمد يافت نشود . مترجم