38 - مفتى شام ، عمادى حنفى ، دمشقى ، متوفاى 1171 در كتاب « الصلاة الفاخره » ص 49 حديث مزبور را از احاديث متواتره بشمار آورده ، و بطوريكه در آغاز كتابش متعرّض است ، حديث مزبور را از ده تن و بيشتر از استادان به نقل از ترمذى و بزّار و احمد و طبرى و ابى نعيم و ابن عساكر و ابن عقده و ابى يعلى روايت كرده است .
39 - ابو العرفان - صبّان شافعى ، متوفاى 1206 در كتاب « اسعاف الراغبين » در حاشيهء نور الابصار ص 153 بعد از روايت حديث گويد : سى تن صحابى آن را از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده ، و بسيارى از طرق آن صحيح يا حسن است .
40 - سيد محمود آلوسى بغدادى ، متوفاى 1270 در جلد 2 كتاب « روح المعانى » ص 249 گويد : بلى در نزد ما بثبوت پيوسته كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در حق امير عليه السّلام در آنجا ( يعنى غدير خم ) فرموده :
« من كنت مولاه فعلى مولاه »
، و بر اين جمله چنان كه در بعضى روايات هست اضافه فرموده ، ليكن در جميع آنچه روايت شده بر آنچه ادعا دارند از امامت كبرى و زعامت عظمى دلالتى نيست ( 1 ) و در جلد 2 ص 350 صحت آن را از قول ذهبى نقل نموده .
و نيز از ذهبى نقل كرده كه گفت : همانا جمله :
« من كنت مولاه »
متواتر است و متيقن است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را فرموده ، و اما : جمله :
« اللهمّ وال من والاه »
، زيادتى است كه اسناد آن قوى است .
41 - شيخ محمّد ، حوت ، بيروتى ، شافعى ، متوفاى 1276 در كتاب « اسنى المطالب » ص 227 گويد : حديث :
« من كنت مولاه ، فعلى مولاه »
، اصحاب سنن جز ابى داود ، آن را روايت نمودهاند ، و احمد آن را روايت كرده ، و صحت آن را اشعار نمودهاند ، و بلفظ :
« من كنت وليّه ، فعلى وليّه »
نيز روايت شده ، و احمد و نسائى و حاكم آن را روايت و صحت آن را اشعار نمودهاند .
42 - مولوى ، ولىّ اللَّه لكنهوى در كتاب ( مرآت المؤمنين في مناقب اهل
هامش
( 1 ) قريبا در « بيان مفاد حديث » بدلالت آن بر امامت كبرى و زعامت عظمى واقف خواهيد شد ، فقط منظور از نقل كلام او در اينجا تمكين او در قبال صحت سند حديث است .