را از عايشه دختر سعد نگرفته و بلكه آن را از معصب بن سعد گرفته ، و همچنين غير ليث آن را روايت كرده ، كسى كه در ضبط روايت بصير و مورد اعتماد است و قول او در آن حجّت است ، و او شعبة بن حجاج است .
3 - فقيه ، ابو عبد اللَّه محاملى بغدادى ، متوفاى 330 صحت اين حديث را در امالى خود بطوريكه در ج 1 ص 103 گذشت تأييد نموده .
4 - ابو عبد اللَّه حاكم متوفاى 405 روايت مزبور را بطرق متعدد آورده و در « المستدرك » صحت آن را تأييد كرده چنان كه در محل خود گذشت .
5 - ابو محمّد ، احمد بن محمّد عاصمى در « زين الفتى » گويد : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود :
من كنت مولاه ، فعلى مولاه ، و اين حديثى است كه امّت اسلامى آن را با پذيرش دريافت نموده و با اصول موافق است ، سپس آن را بطوريكه در محلّ خود گذشت بطرق مختلف روايت نموده .
6 - حافظ ، ابن عبد البر قرطبى ، متوفاى 463 در جلد 2 « الاستيعاب » ص 373 بعد از ذكر حديث مواخات ( اعلام و اجراء آئين برادرى ) و دو حديث ( رايت ) و ( غدير ) گويد : همه اينها اخبارى است كه به ثبوت رسيده .
7 - فقيه ، ابو الحسن ابن المغازلى شافعى ، متوفاى 483 در كتاب خود « المناقب » بعد از آنكه حديث مزبور را از استاد خود ابو القاسم فضل بن محمّد اصفهانى روايت كرده گويد : ابو القاسم گفت اين حديث از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله صحيح است و آن را حدود يكصد تن روايت نمودهاند كه از جمله آنها عشرهء مبشّره است ، و اين حديثى است ثابت و هيچ نقص و علتى براى آن به نظر نرسيده ، على عليه السّلام مخصوص و متفرد به اين فضيلت است و احدى در اين فضيلت با آن جناب شريك نبوده است .
8 - حجة الاسلام ابو حامد غزالى متوفاى 505 در « سرّ العالمين » ص 9 گويد :
برهان و حجّت چهره گشود و تمام فرق ( امّت اسلامى ) اتفاق نمودند بر متن حديث از خطبهء او ( رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) در روز غدير خم باتفاق جميع كه آنحضرت ميفرمود :
« من كنت مولاه فعلى مولاه »
سپس ، عمر گفت : به . به . . . تا آخر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص٢١٦