نعمان فهرى رسيد ، نامبرده بر ناقهء خود سوار شد و نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمد . . .
و اين حديث را تا آخر آنچه ثعلبى گفت آورده است .
16 - شيخ زين الدين مناوى شافعى متوفاى سال 1031 ( شرح حال او در ج 1 ص 221 گذشت ) ، اين داستان را در كتاب خود ( فيض القدير فى شرح الجامع الصغير ) جلد 6 صفحه 218 در شرح حديث ولايت روايت نموده است .
17 - سيد ابن عيد روس حسينى يمنى ، متوفاى سال 1041 ( شرح حال او در ج 1 ص 222 گذشت ) اين داستان را در كتاب خود ( العقد النبوى و السرّ المصطفوى ) ذكر نموده است .
18 - شيخ احمد بن با كثير مكى شافعى متوفاى 1047 ( شرح حال او در ج 1 ص 223 گذشت ) ، اين داستان را در تأليف خود ( وسيلة المآل فى عدّ مناقب الآل ) نقل نموده .
19 - شيخ عبد الرحمن صفورى در ج 2 كتاب خود ( نزهت ) ص 242 حديث قرطبى را روايت نموده است .
20 - شيخ برهان الدين على حلبى ، شافعى ، متوفّاى 1044 در ج 3 ( السيرة الحلبيّه ) ص 302 اين داستان را چنين ذكر كرده :
چون اين گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله : من كنت مولاه فعلى مولاه . در شهرها و اقطار مختلفه شايع و منتشر گشت و به حرث بن نعمان فهرى رسيد ، بمدينه آمد و شتر خود را در مسجد خوابانيد و داخل شد در حالى كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نشسته بود و اصحاب او در پيرامونش بودند ، آمد تا مقابل پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله زانو به زمين زد و گفت :
يا محمّد . . . تا آخر داستان طبق روايت سبط ابن جوزى كه در ص 131 ذكر شد .
21 - سيد محمود بن محمّد قادرى ، مدنى ، در تأليف خود ( الصراط السوى في مناقب النبيّ صلى اللَّه عليه و آله ) گويد : چندين بار اين گفتار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله من كنت مولاه فعلى مولاه ، نقل و مذكور شد ، گفتهاند كه : حارث بن نعمان مسلم بود ولى پس از آنكه داستان اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را من كنت مولاه فعلى مولاه شنيد ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: محمد تقي واحدي
ص١٣٥