چنين بما آموختند و ما از آنها اينطور شنيديم كه : داستان غدير يكمشت مطالبى - است كه شيعهها آن را ساختهاند و بزرگان و سلاطين آنها بمقتضاى نياز سياسى آنها را در اين امر پشتيبانى كردند ! ! ! ؟
بلى . تاكنون پايه و مبناى اطلاعات ما و آنها همين بود ! !
ولى اكنون ؛ در اين هنگام كه من بعضى از فصول و مطالب مجلدات « الغدير » را مورد مطالعه قرار دادهام .
ديگر آنسان كه كوته نظرانه ( يا مغرضانه ) تصور ميشد نيست . بلكه من اكنون خود را در برابر درياى بىپايانى مىبينم كه در آن انواع گوهرهاى نفيس و خيره كننده و بىنظير وجود دارد . . . دلايل كافى و رسا . برهان صريح . . . علم زياد . و مزاياى بىشمار ديگر آنقدر در اين مجموعه گرانبها هست كه قادر بر تعداد آن نيستم . ، همه اين مزايا ناطق و گوياى به اين حقيقت مىباشند كه : اگر بخواهند نورانيت ماه چهارده را با ابرهاى تيرهء ( اشتباه كارى و عناد ) و عوامل فريبنده از انظار بپوشانند نميتوانند . . ! زيرا . شخصيت مرتضى على عليه السّلام پيروانى چون شما را براى زمان بعد از خود پرورانده كه اين چنين صميمانه تمام لذايذ زندگى و تعيش را رها ساخته و عمر خود را با تمام قوا در راه يارى حق و اظهار حقيقت و راهنمائى گمراهان صرف مينمائيد . . ! چه نيكو سلفى ؟ ! و چه پسنديده خلفهائى ؟ ! . .
شما از آنمردانى هستيد كه بعهد الهى وفا دارند . برخى از آنان پس از احراز رضاى خداوند در اين راه مقدس زندگى را بدرود گفته و بعضى ديگر در راه خدمت با سلام ميكوشند تا با چهرهء گشاده بقرب حق و ديدار نبى اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و بگروه مجاهدين و شهيدان و صدّيقين بپيوندند و آنان چه نيكو رفيقانى هستند ؟ ! ! ( 1 )
آرى . من در برابر منظرهء بديع ( الغدير ) ايستادم . سپس در اعماق آن غوطه ور شدم و نيروى انديشه و درك خود را در آن شناور ساختم . ديدم مشاهد تاريخ .
هامش
( 1 ) دو جمله أخير اقتباس از اين آيات مباركه قرآنى است : منهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر اولئك مع الشهداء و الصديقين و حسن اولئك رفيقا